-
۳۸۷
چهارشنبه 15 فروردین 1403 14:36
هنوز هیچکس نیومده خونه همه اهالی ساختمان شهرستان هستن و فکر میکنم تا بعد از ۴۰ ام برنگردن فقط یکی از عموهای پسرجان که همسایه روبرو واحد ما هستش شبها میاد خونه اش چونکه اون نمیتونست مرخصی بگیره و برگشت شیراز ولی بقیه اونجا هستن . وامی که قرار بود اواخر بهمن بهم بدن گفتن شااااااید اواسط اردیبهشت اخرش هم وقتی بدستم میرسه...
-
۳۸۶
شنبه 11 فروردین 1403 11:08
دیروز مراسم تشییع پدر جاری بود و من نرفتم (دایی رضا میشدن) یه مرد فوق العاده خوب و مهربان . به شدت سرما خوردم و در آخر به قول فرید جینگلبرت توی خانه سبز: مسخرست نه؟!
-
۳۸۵
سهشنبه 15 اسفند 1402 11:11
عضو جدید و براق و فعلا کم صدای خانه : دیشب یه سر رفتم فروشگاه سرکوچمون یه لوازم خانگی بزرگ هست که از قضااااا (به قول اقوی همساده) نقد و اقساط با علوم پزشکی هم کار میکنه دوتا جارو برقی دیدم که یکی اش قیمتش دوبرابر اون یکی بود و خیلی هم دلم را برده بود و گفتش نصفشو پیش میگیره و بقیه اش اقساط ۱۲ ماهه با ضمانت طلا یا چک...
-
۳۸۴
دوشنبه 14 اسفند 1402 13:05
دهم اسفند که میشد ۵ شنبه با ورثه توی باغ قرار یه دورهمی زنونه داشتیم اما از دو روز قبلش بسیاااااار هوا سرد شده بود و خب باغ هم توی منطقه ای هست که دمای اون از شیراز چند درجه سردتره با اینکه ویلا و وسایل گرمایشی هست اما ترجیح دادن دورهمی را کنسل کنن دقیقا از عصرش بود که یکی یکی شروع شد: سه تا کرونا شدید، دختر عمویی که...
-
383
چهارشنبه 25 بهمن 1402 11:04
روز دوشنبه ساعت حدودای ۱۲ خواهرم زنگ زد که سارا تو امروز با مامان حرف زدی؟ گفتم نه جمعه که دیدمشون دیگه تماس نداشتم گفتش ساعت ۹ صبح من تماس گرفتم گوشی جواب نداده و از ساعت ۱۱ و نیمم هر چی تماس میگیرم جواب نمیده گفتم خب حتما جایی بودن ( مامان جان وقتی میرن خرید خونه نزدیک خونشون گوشی را با خودشون نمیبرن و گاهی که توی...
-
۳۸۲
یکشنبه 15 بهمن 1402 12:35
یه خرید از یه سایت انجام دادم که البته هنوز به دستم نرسیده ولی گویا پروسه خیلییییییییی طولانی مثلا دو سه ماهه داره برای تحویل و اینکه دقت نکرده بودم به کامنتهاشون گویا همه ناراضی ان و اونها رو کلاهبردار و اجناسشون را بدرد نخورترین (اشغال در واقع) میگن و منکه الان شدیدا پشیمون هستم ولی کاری هست که شده میلیونها بار به...
-
۳۸۱
سهشنبه 10 بهمن 1402 11:10
نذری یا بیرون بر یا کلاس درس؟!؟! مساله اینست.... یه خواهرزاده کلاس اولی دارم که معلمشون کارای عجیب غریبی میکنه مثلا برای اموزش حرف (خ) هر کس یه مدل خورشت بیاره با عروسک خرگوش یا خود خرگوش زنده یا برای حرف (قاف) حتما چهار گروه بشن و هر دو گروه قیمه و قورمه سبزی اونم با پلو هر گروه پلو و خورشت برای ۶ نفر بپزه یا برای...
-
۳۸۰
شنبه 30 دی 1402 11:38
-
۳۷۹
دوشنبه 11 دی 1402 11:41
دیشب جراحی انجام شد به اندازه دفعه قبل سخت نبود چون وسعت کمتری داشت بار قبل خیلی تورم داشت و درد اما خدا رو شکر اینبار خیلی خیلی کمتر هست بخیه های بار قبل رو هم نکشید و گفت هنوز زوده این وسط موقع عصب کشی یکی دندان ها زده بود اخرین دندان را شکونده بود (واقعیتش نمیدونم دکتر شکونده بود یا قبلا اسیب دیده بود خودم اسیب...
-
۳۷۸
یکشنبه 10 دی 1402 10:52
الان که نزدیک به ساعت ۱۱ صبح هست دمای هوای شیراز در فضای باز ۱۳ درجه هست و اصلااااا و ابدا سرد نیست ولیییییی شما تشریف بیارید داخل ازمایشگاه ما تا متوجه بشید دمای اینجا احتمالا بالای ۵۰ درجه هست یعنی هم شوفاژ ها باز هستن هم گرمایش اسپلیت ها و هم همکاران محترم لباس گرررم پوشیدن و در ها رو هم بستن ...چند روز پیش انقدر...
-
۳۷۷
چهارشنبه 6 دی 1402 11:19
روز شنبه ساعت ۶ و نیم عصر بود که فکم را جراحی کردم الان بعد از گذشت بیش از ۷۲ ساعت هنوز مقداری تورم هست اما مساله اینه که از دیشب به طرز عجیبی پوست صورتم در نواحی جراحی شده میسوزه سوزش دردناک نمیدونم تجربه این سوزش دردناک را داشتید یا نه شبیه سوختن با سرما و یخ ...و هیچ نوع مسکنی تا الان ارومش نکرده نه ضد التهاب ها و...
-
376
جمعه 1 دی 1402 16:51
دیشب عقد دختر عمو بود با یه داماد بی نهایت خجالتی چونکه شب یلدا بود دختر عمو خواسته بود که تم یلدا لباس بپوشیم و خیلی باحال بود تا ساعت ۳ صبح بزن و بکوب بود انقدر که دیگه خود دیجی خسته شد و گفت خدافظظظظ ولی با جیغ و هوار حضار مواجه شد و یه دوتا اهنگ دیگه زد خوبیش این بود که تالار مجلسشون نزدیک خونه ما بود اجیل و انار...
-
۳۷۵
سهشنبه 21 آذر 1402 00:23
خوابها رو جدی بگیریم : خواهرم میگفت چندبار خواب دیده بود که به طور واضحی بابا بهش گفته بوده ماشین دست محمد نده خواهرم میگفت بابا را ندیدم اما صداش میومد ..گفتش متعجب بودم چرا همچین خوابی میبینم اهمیتی ندادم به خوابم ؛گفتم حتما تو ناخوداگاهم فکر بابا بودم اینجور خواب دیدم . دو سه روز پیش ماشین دست پسرم بود و تا اخر شب...
-
۳۷۴
شنبه 27 آبان 1402 17:06
بعد از مدتها به شغل مورد علاقه اش توی شرکت با کلاس و یه خیابون باکلاس تر رسیده که لازم نیست برای رفت و امد هم از اسنپ استفاده کنه و با مترو و کمی پیاده روی میتونه بره شرکت ساعت کاریش خوبه (۸ صبح تا ۴ عصر)و فعلا یک ماه ازمایشی هست تا ببینیم چی میشه هر چند چشمم اب نمیخوره( چون چندبار دیگه هم برای جاهای دیگه کار فرستاده...
-
۳۷۳
شنبه 13 آبان 1402 14:25
۱: از اول مهر تا همین ساعت یه رژیم سفت و سخت همراه با روزی ۴۰ دقیقه تا ۱ ساعت پیاده روی داشتم یعنییییی محروم از خوردن هر چی خوشمزه جات و سموم مضر هست در عوض مثل بره ناقلا انواع و اقسام سبزیجات حتی بروکلی زشت بیریخت با اون طعم مزخرفش را خوردم آماااااااا با نهایت تاسف و تاثر شما بگو یک اپسیلون سایز کم شده باشه ..از وزن...
-
372
یکشنبه 7 آبان 1402 22:13
صبح دانشکده بود و کلاس داشت بهش پیام دادم ارشد ثبت نام کردی؟ نوشته بود هنوز سایت باز نیست ساعت ۱۱ صبح هنوز سایت باز نبود بعدم نوشته مامااااان اینجا یه بوی کبابی میااااااد میگم واه مگه چلو کبابی هستی میگه نه یه سمینار توی دانشکده هست و ناهار اساتید چلو کباب هست بوش همه جا پخش شده الان هست که بچه ها شورش بکنن نوشتم...
-
371
شنبه 6 آبان 1402 20:29
خدا این ورثه خوشکل موشکل را از ما نگیره هر چی توی گروه با هم کل کل میکنیم و توی سر و کله هم میزنیم و گاها دعوا هم میکنیم عوضش وقتی همو میبینیم انگار عاشق های تازه به هم رسیده واقعا باهاشون حالم خوبه و شارژ میشم البته که به وفور از دست همدیگه حرص میخوریم اما عالین و بینظیر روز ۵ شنبه ای که رفتیم ویلا کلی خوش گذشت و...
-
۳۷۰
یکشنبه 23 مهر 1402 17:32
به قول گفتنی چه بگویم که نگفتنم بهتر است ... اون از داریوش مهرجویی این از جارو برقی اینور وضعیت خاورمیانه هوا همچنان گرم اخر برج و کارت بانکی نیم بند یا حتی خالی اصلا حالی به آدم میمونه ؟؟؟ اصن یه آش شله قلمکار تلخ بدمزه افتضاحی هست نگفتنی بگذریم مثل همیشه ۵ شنبه دختر عمو دعوتمون کرده باغ بریم کمی ارازلی کنیم شاید...
-
۳۶۹
جمعه 14 مهر 1402 11:09
دختر عمه پسرم علوم آزمایشگاهی شیراز اورده ولی میگه نمیره فقط دندان پزشکی میخواد نمیدونم کار درستی میکنه یا نه بهر حال تصمیم خودشه . لادن روز چهارشنبه قرار بود بهمون صبحانه بده بعد از عمری شب قبلش سودی پیام داد که اقا فردا صبحانه نیارید و اقای خدماتی رو هم گفته بود لادن بره نون بگیره ساعت ۸ و نیم صبح چهارشنبه نون بود...
-
368
شنبه 8 مهر 1402 15:30
موبایل یکی از دوستان را ازش دزدیدن رفته بوده برای ثبت شکایت میگفتش یه سرباز اونجا بودش که یه روز سوار ماشینش بوده یه خانمه را شبیه نامزدش میبینه با یه آقای دیگه توی خیابون حرف میزده و میخندیده و اینا اینم از پشت میزنه بهشون بعد میفهمه اون خانم فقطططط شبیه نامزدش بوده و متاسفانه هر دو را کشته بوده سحر میگه ای بابا کم...
-
۳۶۷
پنجشنبه 6 مهر 1402 17:40
نمیدونم صدای اسپیکر موبایلش انقدر زیاده یا اسپیکر داره و موبایلشو بهش وصل کرده که از ساعت ۷ صبح با اهنگ سیاه نرمه نرمه و بعدش هم تا میگی سلام فقط با یک کلام شروع میکنه هیچ اهنگیشم ربطی به اون یکی نداره یهو کفتر کاکل به سر میخونه و یهو هایده و ناری ناری انقدر هم صداش بلنده که کل خیابون فیض میبرن کی؟؟؟ کارگر سفید کار...
-
۳۶۶
چهارشنبه 5 مهر 1402 08:57
فردا بعد از مدتها با مامان و آبجی میریم بازار البته اینکه جاروبرقیم به فنا رفت بی تاثیر نیست در رفتنم ببینم تعمیر میشه یا مجبورم یکی دیگه بخرم مدلش توقف تولید شده و برندش دیگه قطعات این مدل را تولید نمیکنه البته از اولشم خدمات پس از فروشش ضعیف که چه عرض کنم اصلا نداشت . مامان و خواهر هر کدوم یه جفت کفش اسپورت خریده...
-
۳۶۵
دوشنبه 3 مهر 1402 15:07
هوا بطور محسوسی خنک شده و آخ جووون لوله خرطومی جاروبرقی موقع جارو زدن پاره شد و کاملا از جا دراومد (اصلا الان وقتش نبود ) خواهرزاده جان با دستور اداره اموزش پرورش رفت سرکلاس اول نشست انقدر ذوق داشت زنگ زد که خااااله دارم میرم کلاس اول محمد هم بهش گفت ببیییین نرو اگر رفتی تا اخرش باید بخونی ها کلا هم فرم و محل مدرسه اش...
-
۳۶۴
شنبه 1 مهر 1402 21:18
پیش دبستانی یا اول دبستان ؟؟؟ مساله اینست یه خواهرزاده دارم متولد ۱۳ مهر ۹۶ هست امسال پیش دبستانی ثبت نامش کردن و هر کار کردن اجازه ندادن بره کلاس اول ....حالا امروز بهشون زنگ زدن که اره بچه اتون را ببرید کلاس اول و بخشنامه شده که تا اخر مهر ۹۶ اول را بخونن حالا خواهرم اینا اینو پیش خصوصی ثبت نام کردن و یه عالمه شهریه...
-
۳۶۲
یکشنبه 26 شهریور 1402 10:34
همیشه این وقت از سال که میشه دلم میخواد یه بچه دبستانی داشتم میرفتم براش فرم مدرسه و کتاب و کیف و لوازم تحریر میخریدم دفترهای رنگ وارنگ و جا مدادی و کلی چیز میز .... . برای اولین مربای هویج پختم همیشه زحمت پختن مربا با مامان جان هست ایشون میپزن ما خواهران کدبانو میاریم خونمون ..... البته قبلا مربای کیوی پخته بودم و...
-
۳۶۱
دوشنبه 20 شهریور 1402 20:44
برادرش برداشته قبض اب را اورده بالا که من پرداخت کنم مبلغش خیلی تومن میگه برای سه دوره هست هر دوره شامل دوماه خب منم پرداخت کردم و هیچی هم نگفتم در واقع روم نمیشه چیزی بگم ولی از اون وقت همش دارم به خودم غر میزنم چرا من تنها باید قبض را پرداخت کنم؟ چرا سه دوره را ندادن الان این همه را من باید بدم؟؟ چرا تقسیم به ۵...
-
۳۶۰
یکشنبه 19 شهریور 1402 20:50
روزگار میگذره اروم و گرم و دم کرده دلم به اخرای شهریور خوش بود بلکه هوا بهتر بشه که نشد تابستان خود را هم اینگونه گذراندیم که همشششش منتظر ماندیم تابستان تمام شود و اخلاق بد ما به مود خودش برگردد در پاییز و هوای خنک . محمد با دوستش درباره هزینه ازاد کردن مدرکشون پرسیدن و وقتی هزینه را متوجه شدن باریک شدن و تصمیم گرفتن...
-
۳۵۹
چهارشنبه 25 مرداد 1402 09:50
توی گروه ورثه از صبح که بیدار شدن حرف چی باشه خوبه؟؟ حرف از اجنه و ارواح و کارها و خیالات سر صحبت را هم خواهر محترم من باز کرده با تعریفی که از دیشب کرده حس کرده کسی تند تند و بی وقفه و ریز به در واحد اپارتمانشون نیمه شب در میزنه از ترسش از جاش بلند نمیشه صبح هم از همسرش که میپرسه اون میگه نه من صدایی متوجه نشدم خواب...
-
۳۵۸
یکشنبه 22 مرداد 1402 20:35
باز هم شیراز باز هم حمله تروریستی و شاهچراغ
-
۳۵۷
سهشنبه 17 مرداد 1402 09:14
۱: شیر خریدم با تاریخ انقضای ۲۱ مرداد ۴۰۲ بعد ازش خوردم بصورت سرد حالم بد شد کمی را جوشوندم میبینم خراب هست در حال حاضر هم معده ام رو به نابودیه ۲: یکی از هزاران دلایلی که باعث میشه از تابستون متنفر باشم پول خیلی زیاد قبض برق هست تازه همش هم گرمم هست و دارم ذوب میشم ۳: چرا خوردن قرص ال دی بعد از ۴۵ سالگی منع شده؟؟؟...