۱:دیشب خواهر تماس گرفت و گریه گریه که
از کارت بانکیشون دزدی شده و متوجه نشدن
گویا از ۴روز پیش دزد نامحترم شروع به برداشت کرده برداشت های کم در حد ۶۰۰ و ۹۰۰ و اینا بعد برداشت های بیشتر در اندازه ۸ تومن و ۹ تومن و دیروز که شوهرش خواسته پول براش واریز کنه که دستمزد کارگر را بدن متوجه شده مبلغ خیلی زیادی از پولش کسر شده اول فکر کرده خودش اشتباه واریز کرده ولی وقتی چک کرده دیده که از حسابش برداشت شده نکته قابل توجه اینه که اس ام اس برداشت ها نیومده در حالیکه فعال بوده یعنی خودش که پول جابجا میکنه پیام واریز و برداشت میاد ولی اون دزد که برداشت میکرده پیامی نمیومده فعلا کارت را مسدود کردن پول را به کارت دیگه ای واریز کردن و شکایت کردن اما خب بعید میدونم پول به دستشون برسه پلیس بهشون گفته احتمالا سر خرید یک چیزی کارتتون را کپی کردن چون از این کارت خرید انلاین نمیکردن فقط سر ماه باهاش خرید خونه انجام دادن ....این حس که دست کسی تو جیبت هست حس مزخرفیه که اعتمادت را از بین میبره ...
.
۲: مساله ای برای پسرم پیش اومده بود (یا شاید هنوزم هست چونکه فعلا حرفی دربارش نمیزنه) که وقتی شروع کرد باهام دربارش حرف زدن دست و پام بی حس شده بود و توی قلبم احساس دردمبهمی داشتم من میدونم چقدر پسرم ناراحته من خودمم خیلی تحت تاثیر این وضعیت هستم ولی خب اون جوان هست تنهاست و احساس بدی پیدا میکنه (ماجرا به پدرش و نبودنش توی زندگیمون مربوط میشه ) حرفی شنیده که عمیقا ازارش داده و وقتی بهم گفت و من باهاش حرف زدم خیلی اروم شد ولی بعید میدونم کاملا حل شده باشه ...دوست دارم دوباره ازش سوال کنم اما خب میگم شاید داره فراموش میکنه و من با سوال کردنم دوباره یاداوری میکنم و به خودم میگم اگر مساله ای باشه قطعا خودش خواهد گفت ...دقیقا ۵ شنبه هفته پیش همین ساعت بود که گفت دربارش و تغییر رفتارهاش کاملا از دوشب قبلش مشخص بود خودم میدونستم چیزی شده ولی نمیدونستم اینه ....
بزرگ شدن بچه ها خیلی خوبه ولی فکر و نگرانی پدر مادرها هم همونقدر باهاشون بزرگ میشه ...