-
۴۳۸
پنجشنبه 2 بهمن 1404 16:08
برنامه های ایرانگردی جواد قارایی را خیلی دوست دارم بخصوص مدل تعریف کردنش؛ رفتن و حرف زدنش با عشایر و طبیعت نشین ها واقعا ارامش بخشه من زندگی عشایری و حتی روستایی را دوست ندارم اما دیدنش و یا حتی چند روزی همنشینی با این قشر واقعا خوبه ولی صادقانه فقط در این حد میتونم تحمل کنم این مدل زندگی را (دیدن در فیلم و یا سفر چند...
-
۴۳۷
دوشنبه 1 دی 1404 23:30
بعد از اتفاقات یلدای پارسال خونه پدربزرگ پسرم امسال هیچ مراسمی گرفته نشد در واقع از یلدای پارسال و اتفاقات خونه عموی کوچیک پسرم و جدایی از همسرش (همون خود..کشی کذایی)کلا مهمانی های خونه پایین و بقیه مهمانی های این طرف خیلی خیلی کم شده خونه مادرم هم نرفتیم درواقع برنامه خاصی نداشتیم من و پسر جان هم با هم رفتیم کمی اجیل...
-
۴۳۶
جمعه 7 آذر 1404 17:29
۱:دیشب خواهر تماس گرفت و گریه گریه که از کارت بانکیشون دزدی شده و متوجه نشدن گویا از ۴روز پیش دزد نامحترم شروع به برداشت کرده برداشت های کم در حد ۶۰۰ و ۹۰۰ و اینا بعد برداشت های بیشتر در اندازه ۸ تومن و ۹ تومن و دیروز که شوهرش خواسته پول براش واریز کنه که دستمزد کارگر را بدن متوجه شده مبلغ خیلی زیادی از پولش کسر شده...
-
۴۳۵
پنجشنبه 15 آبان 1404 08:52
۱:توی گروه ورثه حرف از چای و فرنی و حریره بادوم بود که توی هوای سرد چه خوبه و اینا چند سال پیش یکی از دختر عموها گفت فرنی چطور میپزن یکی زن عمو ها براش توضیح داد و گفتش باید مرتب همش بزنی تا هودشو بگیره و قوام بیاد خلاصه بعد از یک ساعت دختر عمو پیام داد چرااااا قوام نمیاد یک ساعته دارم همش میزنم انگار اولشه من گفتم خب...
-
۴۳۴
جمعه 2 آبان 1404 20:45
دیروز این پسر کلاس داشت و صبح اش در به در دنبال کمربندش بود و پیدا نمیکرد من یکی دو روز قبل همه شلوارها رو شسته بودم و اتو کرده بودم و مثل همیشه کمربندها رو روی جالباسی اویزون کرده بودم اومد بهم گفت مامان کمربند مشکی را پیدا نمیکنم گفتم خودم گذاشتم روی جا لباسی اومدم نگا کردم جل الخالق نبود یعنی قشنگ داشتم شاخ در...
-
۴۳۳
شنبه 19 مهر 1404 08:09
از عجایب روزگار هم میتونه این باشه که برای وبلاگ هایی کامنت بزاری که خودتم خبر نداری ....واقعا جای شگفتی داره ....من نمیدونم اگر اون شخصی که بجای من کامنت میزاره علاقه به وبلاگ و وبلاگ نویسی داره چرا خودش یه صفحه نمیسازه ؟؟؟؟؟؟؟ اول کامنت عجیب را در وبلاگ دکتر ربولی دیدم و بعد هم در وبلاگ خانم مهربانو هر دو هم روز ۱۴...
-
۴۳۲
شنبه 12 مهر 1404 22:12
بالاخره بعد از ۷ ماه ما اون نوشته سبز رنگ و کد رشته قبولی را توی سایت سنجش دیدیم هم ازاد هم سراسری و بسی شادمان گشتیم ..... . الخیر فی ما وقع . ارشد شروع یه فصل تازه در زندگی پسرم
-
۴۳۱
شنبه 29 شهریور 1404 19:18
روز ۵ شنبه چهلم عمو بود ما ورثه برای ۲ شنبه همین هفته یعنی دو روز دیگه یه برنامه دورهمی زنانه توی باغ خانوادگیمون تدارک دیدیم تا به قول گفتنی خانواده عمو را از حالت عزا دربیاریم و برگردونیم به روال عادی زندگی و من اون روز را مرخصی گرفتم و میخوام بیخیال همه فکر و خیالایی که توی سرم چرخ میخورن فقط خوش بگذرونم غذا رو هم...
-
۴۳۰
پنجشنبه 6 شهریور 1404 00:25
روزها میان و میرن روزهای با هوای بسیااار داغ راستش نمیدونم اصلا چی بنویسم هزارتا حرف هستا اما خب ... برای مراسم های عمو که خونشون میرفتیم چونکه مدت زیادی را روی صندلی باید مینشستیم و تحرک خیلی کم بود زانوی راستم انگار اسیب دیده به شدت دردناک شده خم میکنم دیگه صاف کردن و راه رفتنم با خدا هست علنا لنگ میزنم بعضی وقتا هم...
-
۴۲۹
یکشنبه 19 مرداد 1404 21:33
۲۱ دیماه ۹۵ ساعت ۸ صبح بابارفت ۱۹ مرداد ۴۰۴ عمو جانم هم رفت
-
۴۲۸:منتظر النتایج
یکشنبه 22 تیر 1404 10:58
کاشکی الان ۲۲ابان بود نتایج ارشد اعلام شده بود تکلیف سربازی معلوم شده بود و من و خودش از این بلاتکلیفی نجات پیدا کرده بودیم... . اینها نیز بگذرد و ۲۲ ابان بیاید و ما به این روزهای کشدارمون بخندیم که چقدر بیخودی نگران بودیم ...
-
۴۲۷
یکشنبه 1 تیر 1404 12:37
بعد از مدتها بالاخره نت وصل شد دیروز توی محل کار صدای خش و پش شدیدی به گوش میرسید با توجه به هشدارهایی که دادن همکارا میگفتن صدای ریز...پر....نده هست بعد یهو با صدای بلند ۱۲۳امتحان میشه هممون از جا پریدیم و در حالیکه ترسیده بودیم زدیم زیر خنده گویا در حال درست کردن بلندگو بودن و اون صدا مربوط به این میشد این روزا...
-
۴۲۶
یکشنبه 25 خرداد 1404 11:32
ما شیرازیا یه جمله داریم که معمولا موقع نگرانی زیاد و غم و اندوه بیان میشه میگیم : مال خودم نیستم ... یعنی نمیفهمم دارم چکار میکنم جسمم اینجاست فکرم و قلبم هزارجا کارهای روزمره را بصورت اتوماتیک انجام میدم اما نمیفهمم چی به چیه همه ایران جان ما هست ...
-
۴۲۵
یکشنبه 18 خرداد 1404 23:22
اینروزا اتفاق خاصی نیوفتاده و هوا هم عجیب خنک شده بخصوص شبها و این برای ۱۵ خرداد به بعد اونم شیراز واقعا غافلگیر کننده هست و خب متاسفانه این خنکی زیاد هوا تبدیل به سرمای عجیب و یخ زدن خوشه های طلایی گندم اونم نزدیک به برداشت در شهرستان اقلید شده دیدن گندمهای منجمد شده و یخ زده واقعا بد بود کشاورزهای بینوا ضرر بزرگی...
-
۴۲۴
سهشنبه 6 خرداد 1404 10:09
یک یادداشت تلخ همگی از خدا خواستیم و دعا کردیم که بمانی و نشد ... امروز یک روز خیلی خیلی سخت برای همه ما ورثه هست امروز عصر ساعت ۵ کسی را به دل خاک میسپاریم که مظلوم و مهربان بود یک ماه پیش تصادف کرد رفت توی کما و دیروز ۱۰ صبح برای همیشه رفت نادیا دختر ۱۶ ساله اش ... حال هیچکس خوب نیست ... تصور اینکه دیگه هیچوقت پسر...
-
۴۲۳
چهارشنبه 31 اردیبهشت 1404 14:58
انقدرررر هوا گرم شده گویا خرداد اعلام همبستگی با تابستون کرده و اردبیهشت هم داره کارشو میکنه بپیونده به تابستون چه وضعیه اخه انقدر گررررم ایا سیبری و یا جنوبگان و قطب شمال پناهنده اب و هوایی میپذیرند اگر اره من برم دنبال کارای پناهندگی . قهوه و دارچین و عسل را ریختم توی ماگ و رفتم شیر را از یخچال برداشتم و ریختم توی...
-
۴۲۲
شنبه 13 اردیبهشت 1404 21:09
جریمه کسیکه تو شرایط بد مالی میره دوتا خرید گرون تومنی میکنه و هر دو هم افتضااااح چیه؟؟؟؟؟؟ آخه الان چه وقت این خرید ها بود همیشه عجولی سارا همیییشه .... . موتور کولر مغازه هم سوخته و مجبور شدیم موتور نو بخریم امیدوارم به همین جا ختم بشه و در نهایت مجبور به خرید کولر نو نشیم .. . دیروز بازم خودم موهامو کوتاه کردم و از...
-
۴۲۱
سهشنبه 2 اردیبهشت 1404 19:30
امروز هوای شیراز خیلی عالی بود بسیاااار خنک نیمه ابری گاهی بارش نم نم و گاهی هم بسیااار شدید باران (به قول ما شیرازیا بارون باهاری هست دیگه) خلاصه حسابی همه ذوق زده شده بودن توی گروه ورثه بچه ها داشتن میگفتن هوا هوای انواع ارازلی هست و اصلا نباید تو خونه موند و اینا ولی یکی از دختر عموها گفت پس چرا اینجا فقط هوا هوای...
-
۴۲۰
جمعه 29 فروردین 1404 21:50
امروز خیلی یهویی ساعت ۱۱ رفتیم سمت حافظیه هوا هم که نگم خود بهشت . . بعد از اون هم دیدیم هوا عالیه رفتیم سمت باغ ارم و حال و هوای بینظیرش . پ.ن: باغ ارم و حتی حافظیه قطعا تصاویر زیباتری دارند ولی من محو تماشای ارم بودم و بسی از هوا کیفور بودم و گوشی و عکس را کنار گذاشتم . ۲: امروز روز جهانی اماکن تاریخی بود...
-
۴۱۸
یکشنبه 24 فروردین 1404 11:13
دیروز اتفاق جالبی افتاد شخصی با گوشی من تماس گرفته بود و خب اول متوجه تماس نشده بودم و جواب نداده بودم چون شماره ناشناس بودم خودمم دوباره تماس نگرفتم پیش خودم گفتم کار مهمی داشته باشه دوباره تماس میگیره امروز دوباره همون شماره تماس گرفت ....وااای باورم نمیشد همون صدای پرهیجان جیغ جیغی و البته بعد از گذشت این همه سال...
-
۴۱۷
دوشنبه 18 فروردین 1404 11:00
سلام اونم بهاری و البته خیلی گرم صدای منو از شیراز میشنوید با هوایی بسان تابستان رسما گرماش با تابستون برابری میکنه حتی شبها امیدوارم اردیبهشت حداقل خنک تری پیش رو باشه هر سال اول خرداد کولرها روشن میشدن امسال از اول فروردین بارش ها هم که ....به قول شاعر چه بگویم که نگفتنم بهتر است ...خدا بهمون کمک کنه امسال رو هم پشت...
-
۴۱۶
جمعه 10 اسفند 1403 11:13
دیروز که میرفتیم بیرون دیدم که خونه واحد ۳ (همون خودکشی کذایی) خالی هست و هیچی داخل واحد نبود نه وسایلهای برادرشوهربود و نه خودشون ..... آیا پدرشوهر واقعا اونا رو بیرون کرده؟ در واحد ۴ طاق باز بود و دو سه تا اقا غریبه داخل بودن شاید هم میخوان بازسازی کنن؟! فضولیم زیاد شده . . بعد نوشت:ساعت ۳عصر با تماس مادرشوهر که...
-
۴۱۵
چهارشنبه 8 اسفند 1403 19:36
هوای شیراز این روزا عجیب سرد شده همین الان که با دارم مینویسم منتظرم برقکار بیاد برای درست کردن سیمکشی خط تلفنی که قطع شده به طبع اون نت وای فای هم قطع شده اما خب ما هر ماه پول تلفن و نت را دادیم تا رانژه برداشته نشه و خط بخاطر بدهی قطع نشه از پریروز دوبار تعمیرکار اومده و نتونسته درست کنه انقدر که جعبه سیم های تلفن...
-
۴۱۴
یکشنبه 28 بهمن 1403 11:41
دیروز که پسرم اومد خونه اعصابش بهم ریخته بود برای کاری رفته بود سمت دانشگاه که یکی از بچه های دانشگاه که نمیشناختش هم با سرعت زیاد از بین ماشین پسرم تو لاین روبرو و ماشین دیگه توی لاین خودش عبور کرده با اینکه پسرم دستشو داده کنار تر ولی کشیده به ماشین و رفتتههههههه همینجور برای خودش رفته از گلگیر تااااا نصف در سمت...
-
۴۱۳
چهارشنبه 24 بهمن 1403 13:57
بعد از گذشت ماهها بی بارشی بالاخره بارید و از دیروز هوا ابری بارونی هست انقدر که در خواست برف هم از پرودگار عالمیان داشتیم امیدواریم دلمان را به دیدن برفی سفید روشن کنن مثل برف سال ۹۲ شیراز . عمو دوباره جراحی کردن اونم یه جراحی سخت ولی باید دو هفته توی بیمارستان بمونن تا کبد بازسازی بشه و یه عمل سخت دیگه بعد دوباره...
-
۴۱۲
دوشنبه 1 بهمن 1403 17:16
به همین زودی روزها تند و تند گذشتن و ۵ شنبه چهلم خاله هست وقتی که من ۲۳ یا ۲۴ ساله بودم یعنی وقتی پسرم ۲ /۳ ساله بود یکی از خانمهای فامیل نسبتا نزدیک ما که خب رفت و امد زیادی هم با هم داشتیم در اثر بیماری فوت کردن ایشون خیلی جوان بودن زیر ۳۵ سال سن داشتن و یه دختر خیلی زیبا و دوتا پسر دوقلو داشتن که خب هر سه سن و سالی...
-
۴۱۱
یکشنبه 9 دی 1403 19:09
اتفاق خاصی نیوفتاده زندگی به روال عادی برقراره هرشب به این فکر میکنم که سال بعد این پسر سربازه ؟ کجاست ؟ و آخرشم به خودم میگم ای بابا حالا سرباز یا هر چی اینم میگذره میره (ولی فکرش همش تو سرم هست) سال پیش شب یلدا مراسم عقد دختر عمو بود امسال اولین یلدای مشترکشون و همچنین سالگرد عقدشون بود یه کیک سفارش دادن با تم انار...
-
۴۱۰
شنبه 1 دی 1403 14:54
یلدای بدترکیب ما.... امشب یکی از بدترین شب یلداهای عمرم بود دعوت عموی پسرم بودیم به صرف شام فقط چون هم خودشون عزادار بودن هم ما مراسم خاصی گرفته نشد به روال سالهای پیش کم کم عمه ها و عموهای دیگه هم اومدن این وسط پدرشوهر گیر داد که زنگ بزنید اون برادرشوهری که زنش خودکشی کرده بود هم بیاد گفت زنش نیاد نمیخوام ببینمش ولی...
-
409
یکشنبه 25 آذر 1403 08:37
دنیا جای عجیبیه انقدر عجیب که میشه شب خوابید و دیگه هیچوقت بیدار نشد درست مثل خاله جوان من که الان دو روزه چراغ خونش خاموش شده همون چراغی که با دستاش خاموش کرد تا بخوابه ولی دیگه بیدار نشد تنها خاله ام بود که دیگه فقط یه قاب عکس ازش مونده چقدر این رفتن های یهویی باورش سخته همین چند روز پیش دیدیمش توی مهمونی خونه مامان...
-
۴۰۸
یکشنبه 18 آذر 1403 20:47
بسته پستی حدود ده روز پیش به یه طلافروشی توی بازار تهران چیزی سفارش دادم که برام بیاره من ۳ شنبه ثبت سفارش کردم و شنبه هفته بعدش یعنی سه چهار روز بعدش بسته رسید و خب من راضی بودم خیلی البته قبلا خواهرم بهشون سکه و انگشتر سفارش داده بود و از این جهت من هم سفارش دادم (کارای هیچوقت نکرده ) تازه همون وقت من به خواهرم گفتم...