-
۲۵۵
یکشنبه 30 آبان 1400 10:48
سوال فنی: وام ۱۵ میلیونی با ۶ درصد سود بصورت ۱: اقساط ۵۰۰ یا ۶۰۰ تومانی ؟ یا ۲: اقساط ۱ میلیونی؟ در هر دو صورت سود ۶ درصده . پ.ن: توانایی پرداخت هردو مورد موجود میباشد پرداخت قسط کمتر با زمان طولانی تر یا قسط بیشتر با زمان کمتر؟؟
-
۲۵۴
چهارشنبه 26 آبان 1400 12:31
کسیکه خودش تنش درست کرده و بحث کرده و قهر نموده و اخرشم همونکاری را که از اول میخواستیم انجام بدیم را به پیشنهاد خودش داریم انجام میدیم(انگار مجبوره مخالفت کنه!! همیشه کارش همینه) حالا که طرف رو حسابی مورد عنایت قرار داده ولی بازم اون طرف مهربونی میکنه و با محبت و خوشرویی باهات حرف میزنه تووووو همممممم تموووومش کن این...
-
۲۵۳
سهشنبه 25 آبان 1400 19:23
روز ۵ شنبه برای یه سری کارای اداری مربوط به ارث باید بریم همون دفترخونه ای که سرکوچه خونه قبلیمون هست از یه طرف بسیااار دلم میخواد برم خونه پدری را ببینم از نزدیک و از یه طرف دیگه دلشو ندارم ....کاش میشد کارای دفتر خونه را جای دیگه انجام بدیم ... بعدش قراره با مامان و خواهرا بریم بازار وکیل و سرای مشیر و ناهارم بریم...
-
۲۵۲
سهشنبه 18 آبان 1400 12:12
امان از سیاتیک و دردهای شبانه روزیش نمیدونم چرا پاییز که میشه دردش شروع میشه نه روی اون پا میشه ایستاد نه دراز کشید نه حتی درست نشست فقط راه رفتن انگار ارومترش میکنه و درد را کاهش میده اینروزا هم که لادن نیست واقعا کارها با وجود این درد سخت تر شده نیم ساعت که روی پا ثابت میایستم دیگه نمیتونم حتی درست راه برم حتما...
-
۲۵۱
جمعه 14 آبان 1400 20:16
روز جمعه خود را چگونه گذراندید؟ آیا باران بارید ؟ آیا لباس هایی که شب قبل اویزان کرده بودید روی طناب در تراس را مجبور شدید نیمه شب جمع کنید در حالیکه باد قصد داشت شما را به کوهها ببرد؟ آیا پیک گلفروشی نیامد و شما مجبور شدید کیکتان را ببرید در همان گلفروشی گل بزنید؟ کیک بهتر است یا کوفته ؟ روز جمعه ما اینگونه گذشت: ....
-
۲۵۰
چهارشنبه 12 آبان 1400 10:03
امروز ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۰ یه بابای دیگه هم رفت انقدر لادن حالش خرابه که نمیشه پرسید مراسم هاشون شیراز هست یا شهر خودشون جهرم
-
۲۴۹
شنبه 8 آبان 1400 11:10
اولین باری که هوبی خریدم و حتی میشه گفت اسمشو شنیدم ده سالم بود کلاس چهارم بودم و روز جمعه ای بود ما برای یه مسابقه علمی رفته بودیم یه مدرسه ای که نه اسمشو یادم میاد و نه ادرسشو با بابا رفتیم همه ۶ نفرم هم مدرسه ایم سوار ماشین بابا شدیم و رفتیم اون مدرسه آزمون که تموم شد اومدم بیرون کنار مدرسه یه فروشگاه بود که همه چی...
-
۲۴۸
سهشنبه 4 آبان 1400 13:29
با یه افزایش حقوق هر چند کم از اول مهرماه تا حد قابل قبولی مدیریت مخارج بهتر شده ولی فقط کمی بهتر حتی خوب یا متوسط هم نیست هنوز هم خیلی کارها را یا نمیشه انجام داد یا با هزار اما و اگر و ببینم چی میشه انجام میشن اونم تازه نصفه نیمه اما بازم خدا رو شکر که همینم انجام میشه . خونه خودمون موندگارم فعلا همین خونه همینکه...
-
۲۴۷
یکشنبه 11 مهر 1400 09:35
ادم ها همیشه فکر میکنند اتفاقات بد فقط مال دیگران است اما چرخ زندگی میچرخد و بالاخره روی تلخش را به همه نشان میدهد درست وقتی حواست به خوشی هاست بلا یک حفره در زندگی ات پیدا میکند انوقت خودش را مثل خون مسموم توی رگ های زندگی میدواند و همه عضلات کاری را فلج میکند..تلخی وقتی پا به زندگیت میگذارد از تو اجازه نمیگیرد و...
-
۲۴۶
چهارشنبه 7 مهر 1400 13:54
رییس خیلی بزرگ به مقام استانداری نائل اومدن به قول بچه ها حالا کی میشه رییس خیلی بزرگ؟؟؟
-
۲۴۵
شنبه 3 مهر 1400 11:48
پاییز فصل مورد علاقه من و بعد از اون زمستون هر دو بسیااار خوب هستند اصلا همین هوای خنک و سردشون زودتر تاریک شدن هوا و شبهای طولانی رو من خیلی دوست دارم وقتی از سرکار برمیگردم خونه راه رفتن توی افتاب کم رمق زمستون و پا گذاشتن روی برگهای زرد و نارنجی چنار توی مسیر خیلی خوبه اینکه هر وقت بخوام میتونم بدون توجه به اینکه...
-
۲۴۴
یکشنبه 28 شهریور 1400 17:57
یک مساله ای پیش اومده که فکر کردن بهش هم برام خوشاینده هم منو میترسونه انقدر این جریان اروم و بیصدا و اهسته داره پیش میره که میترسم به خودم بیام و ببینم هیچ کاری نکردم ... در واقع کاری که رضا ده سال پیش با من و بچمون و زندگیمون کرد میتونه تاثیر خیلی بدی روی این روند اهسته ای که پیش اومده داشته باشه انقدر تاثیر گزار که...
-
۲۴۳
دوشنبه 22 شهریور 1400 21:47
انقدر خسته ام روی مبل دراز کشیدم حدود ساعت ۸ عصر تازه رسیده بودم اصلا نفهمیدم کی خوابم برد بابای لادن این روزا حالش خوب نیست حالا نمیدونم دقیقا چرا.. چون دکتر رفته یکی گفته کنسر کولون یکی گفته کبد یکی گفته لوزالمعده امااااا انقدر اندامهای داخلی بدنش ملتهب بوده که دقیقا نمیتونن مشخص کنن علت را هنوز هم جواب سی تی اسکن...
-
۲۴۲
پنجشنبه 18 شهریور 1400 19:48
امروز بقیه کار را انجام دادم ۶ و نیم صبح از خونه رفتم بیرون و فکر میکردم نهایتا تا ۸ خونه باشم اما تا ۱۱ طول کشید ولی خب دیگه تموم شد الحمدلله . داریم به فصل ها و روزها و شب های مورد علاقه من نزدیک میشیم انقدر من پاییز و زمستون را دوست دارم که از الان قند توی دلم اب میشه برای پاییز و زمستون ؛خدا کنه امسال بارش داشته...
-
۲۴۱
چهارشنبه 17 شهریور 1400 21:48
امروز فشار روانی و استرس زیادی داشتم بابت کاری و در موردش نمیتونستم به کسی توضیح بدم جز لادن ساعت ۹ شب همین نیم ساعت پیش که مشکل کامل برطرف شد و استرس رفع شد خوردن یه لیوان چای سبز و یه تکه شکلات تلخ شست و برد همه استرس امروز را ...لادن پیام داد بعد از اون همه استرس و فشار از روز شنبه و مخصوصا این ۴۸ ساعت اخیر میتوانی...
-
۲۴۰
یکشنبه 14 شهریور 1400 19:41
هفته پیش با بچه های ورثه رفته بودیم باغ موقع پیاده شدن از ماشین اصلا نمیدونم چی شد یهو با صورت خوردم زمین فکم نابود شد شب اول که توی باغ بودیم اصلا هیچ اثاری نبود جز کمی درد و التهاب امااااا فردا صبحش انگار یک تریلی از روم رد شده بود یعنی بازو و قفسه سینم چنان کبود شده بود که خودمم ترسیدم چونه ام هم همینطور خدا رحم...
-
۲۳۹
شنبه 6 شهریور 1400 20:13
قبض برق محیرالعقول اصلا یه وضعی هاااا پدررضا و برادراش گفتن ندید قبض را بریم اداره برق مهدی برادر رضا میگفتش به حدی شلوغ بود و همه هم معترض ...من دادم قبض واحد خودمون را هر چند واقعا فیوز میپروند قیمتش نهایتا مثل پارسال ۱۰ ماه قبض بستانکاری میاد ...
-
۲۳۸
شنبه 23 مرداد 1400 13:31
بعد از کلی توضیح راجع به اینکه انسان کاملا سالم هم میتونه ناقل کرونا باشه باز میگه پس میتونم برم خونه مادربزرگم چون منکه مریض نیستم ویروس ندارم نمیدونم اینهمه مقاومت از کجا میاد اخه!!!!!؟؟؟؟؟ . به خانم و اقایی که اومدن و پدربزرگ و مادربزرگ نوزاد هستن میگم فقط یه نفر با نوزاد میتونه بیاد داخل ضمنا محیط ازمایشگاه الوده...
-
۲۳۷
شنبه 16 مرداد 1400 13:20
یک روز شنبه نسبتا شلوغ اینا فقط سهم من بوده و تمام اون پاکتها پر از نمونه های خون نوزادان از شهرستانهای استان و ازمایشگاهای سطح شهر : .
-
۲۳۶
پنجشنبه 14 مرداد 1400 13:16
دیروز با شنیدن یه خبری واقعا شوکه شدم دیروز بعد از کار با خواهرم رفتیم خونه مامان خاله و دوتا دخترش هم اونجا بودن و متوجه جو سنگین و حتی چشمای اشکی دختر خاله ام شدم این دختر خاله ام متولد ۷۰ هست و سال۹۲ ازدواج کرد و یه دختر ۳ ساله داره دیروز که دیدمش متوجه شدم دوماه هست از همسرش جدا شده و امروز کار پایانی و امضای محضر...
-
۲۳۵
چهارشنبه 6 مرداد 1400 18:01
-
۲۳۴
شنبه 2 مرداد 1400 00:05
از سال ۹۰ تا الان حلقه ام را استفاده نکرده بودم مونده بود توی کشوی میز امروز موقع مرتب کردن میز و کشوها چشمم به جعبه اش افتاد و انداختم توی انگشتم غریبه بود برام خیلی زیاد انگار که از اول نبوده با اینکه دلم براش تنگ شده بود چند ساعتی توی دستم موند ولی خب بازم درش اوردم بودن یا نبودنش دیگه اهمیتی نداره
-
۲۳۳
جمعه 18 تیر 1400 23:48
اون وقتا که هنوز من دختر خونه پدری بودم تابستونا سفر میرفتیم معمولا این سفرها یک ماهی طول میکشید و اغلب توی شهریور میرفتیم یکی از جاهایی که هر سال میرفتیم اونم سه چهاربار توی تابستون و اقامت میکردیم دو سه روز باغهایی بودن توی کرج که از وسط اون باغ ها رودخانه های خروشان عبور میکردن و روی اونها تخت های بزرگ بود و ما با...
-
۲۳۲
جمعه 18 تیر 1400 15:22
بابا بین زمینهاشون یه قطعه زمین ۲ هزار متری دارن که زمین مرغوبی هم هست از نظر مکانی و قابلیت تبدیل شدن به باغ داره حالا یکی از خواهرا که مستاجر هست (خودشون خواستن که مستاجر باشن چون خواهرم اندازه ما ارث نقدی داشت و میتونست خونه باهاش بخره اما باهاش مغازه خرید و الان داده اجاره و همسرش توی کارگاه بابا کار میکنه در واقع...
-
۲۳۲
جمعه 4 تیر 1400 20:42
عصر یک روز گرم جمعه از تراس خانه ما چه میبینید ؟ اگر مستقیم نگاه کنیم ابتدا دوتا ساختمان بی قواره دراز که جلو خونمون هست و پشت اونا کوه دراک زیبا را میبینیم از سمت چپ خونه همسایه و کوچه و ورودی مرکز خرید آفتاب و ساختمان الف را در دورترهامیبینیم در سمت راست باز هم خانه همسایه و توی حیاطشون یک باغچه بزرگ که اول پر از...
-
۲۳۱
پنجشنبه 3 تیر 1400 12:33
سه ماه از سال گذشته و دریغ از یک ریال پس انداز هر ماه یاد ماه قبل .. یه گربه داریم روی دیوار خونه همسایه هست بچه های کوچه اسمشو گذاشتن (پوشو posho) یعنی از والیبال بازی کردن بچه ها انقدر قشنگ یاد گرفته که روی لبه دیوار منتظر بچه ها میمونه و یکی از اونها باهاش بازی میکنه انقدر بامزست دیروز ازش فیلم گرفتم و گذاشتم...
-
۲۳۰
سهشنبه 1 تیر 1400 21:54
-
۲۲۹
یکشنبه 30 خرداد 1400 18:09
دیروز یه کیک درست کردم که متاسفانه خراب شد یعنی کج شد در واقع نمیدونم چرا خودم فکر میکنم بخاطر اون توپکهای شکلاتی بودن اصلا همه چیزش بهم ریخت انقدر زشت شده بود که فقط توی یخچال ازش عکس گرفتم و برای بچه های ورثه فرستادم اونا هم کلی بهم امیدواری دادن : عکس کیک زیبا: حرفهای انگیزشی ورثه محترم : . پ.ن: اصلا شما دقت کن با...
-
۲۲۸
چهارشنبه 26 خرداد 1400 14:19
کیک عقد سفارش امروز اولین باره سفارش عقد و کیک دو طبقه میگیرم : . . سفارش های همین هفته: . کیک برای دوقلو بوده و سفارش روز دختر . کار با ویفرپیپر . . کیکی که موقع اماده کردنش به یاد پیشاگ میوفتم یکی از طرح های پرطرفدار هست . . . پ.ن: لیبل های روی کیک ها هم امروز رسیدن بار قبل لیبل ها مشکل داشتن حرف L را طوری طرح زده...
-
۲۲۷
شنبه 22 خرداد 1400 14:14
طرح انطباق علوم پزشکی چکار به ازمایشگاه مفید و مختصر ما داره اخه اصلا نکنه اقایون باید بیان از نوزاد پسر نمونه بگیرن ما از نوزاد دختر ؟؟؟؟!!!!!!! . بعضی از طرح ها واقعا مسخره هستن به معنای واقعی و اصلا تکمیل نیستن بعد دنبال اجرایی شدنش هستن اونم بعد از سالها .....ازمایشگاه ما کجا بعد یه بیمارستانی مثل نمازی کجا؟؟؟؟...