-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 8 تیر 1399 20:56
یه حس خیلی خوب و شیرین دارم یه احساس خوشایند همراه با شادی نمیدونم از کجا اومده و چرا این حس رو دارم انگار که خبر شادی شنیده باشم و خیلی خوشحال باشم همینقدر حس شادی و سرخوشی
-
۸۹
یکشنبه 8 تیر 1399 18:18
یه حرفایی هست که باید بگم نمیدونم چطوری و یا اصلا درسته گفتنش یا نه اما میگم در هم برهمه اما هست و خیلی فکرمو مشغول کرده همیشه نوشتم و گفتم از اینکه مجبور بشم از رضا پول بخوام خجالت میکشم بدم میاد هر چند هر وقت مجبور شدم و گفتم بدون هیچ اما و اگری حتی مقداری بیشتر از انچه خواستم واریز کرده اما من بسیااار بدم میاد از...
-
۸۸
جمعه 6 تیر 1399 23:56
میدونم چرا نمیاید خونه ام چه شما چه اونا عیبی نداره من به همه چیز عادت دارم شما در ظاهر منو تحسین میکنید اما نگاه هاتونو میشناسم برای خودمم سخته خیلی سخت هنوز بعد از تقریبا ۱۰ سال عادت نکردم اما عیبی نداره کلا از نظر من هیچ چیز عیبی نداره مساله ای نیست بیخیال...تمام
-
87
چهارشنبه 4 تیر 1399 11:57
دبیرستان که بودیم داداش یکی از دوستانم که اون موقع دانشجو بود بهمون میگفت اخه مگه ادم چقدر عقل داره(دور از جان شما البته) که ۴ تاشم بشه دندون و بندازه دور دیشب از شدت درد نخوابیدم انقدر هم این دندون ته فک هست تمام گوش و چشم و فک و صورتم را درگیر کرده ...باید جراحی بشه و من بارها و بارها عقب انداختم .. انقدر مسکن خوردم...
-
۸۶
دوشنبه 2 تیر 1399 12:02
تست خون دادیم برای کرونا ای جی ام کمی بالا خیلی کم یعنی در معرض کرونا بودم و باید دوباره تست بدم یکی از همکاران ازمایشگاه مثبت قطعی بدون علائم و از امروز قرنطینه شده ... با ای جی ام خیلی بالا . پ.ن: خدا بخیر کند جهت آشنایی: این آزمایش (که به آزمایش سرولوژی نیز معروف است) به دنبال مواد خاصی در خون شماست که به آن...
-
۸۵
یکشنبه 1 تیر 1399 11:29
از امروز یکشنبه ۱ تیر ۹۹ یه همکاری رو شروع کردم به مدت دوماه نتیجه اش برامون خیلی مهمه خیلی هیجان زده ام ..قبلا هم این مدل همکاری رو داشتم و نتیجه فوق العاده ای گرفتیم امیدوارم اینبار هم خوب باشه .. . کاش من خودم تولیدی پول داشتم که انقدر به حقوق سر ماه و وسط ماه وابسته نبودم یه مبلغ کمی پول توی یه حساب دارم برای سال...
-
۸۴
جمعه 30 خرداد 1399 22:52
میگذرد روزگار تلخ تر از زهر میگذرد روزگار تلخ تر از زهر میگذرد روزگار تلخ تر از زهر میگذرد روزگار تلخ تر از زهر میگذرد روزگار تلخ تر از زهر . . گاهی اتفاقاتی ساده و روان توی زندگی بقیه هست که همون اتفاق معمولی توی نوع زندگی من میشه گذر روزگاری تلخ تراز زهر ... نمیبخشمت هیچوقت ... چقدر خسته شدم ..
-
۸۳
پنجشنبه 29 خرداد 1399 10:58
یه عالمه حرف هست اما همش نصفه نیمه اینطوری مثلا: ۱:محمد عکسای پرتره معرکه ای میگیره دوستاش میگن با عکسا جادو میکنی ۲:امتحانات نهایی به نیمه رسیده و تا الان که گفته همشو خوب داده امیدوارم واقعا همینطور باشه ۳:محمد مبینا رو دوست داره و مبینا هم متقابلا محمد رو دوست داره یه عکسایی ازش میگیره خیلی قشنگن این دخترم قشنگ...
-
۸۲
چهارشنبه 28 خرداد 1399 12:19
تست کرونای ۶ ۷ تا از اساتید دانشکده مثبت اعلام شد متاسفانه و این بخاطر ورود دانشجویان هست .. اسمم توی قرعه کشی وام ۴ تومنی در نیومد به سودی میگم دیدی حالا من باید برم افسرده شم میخواستم دوتا رگال مانتو و کفش و کیف و روسری بخرم رنگاوارنگ ..سودی میگه بیا با هم افسرده شیم من تنهات نمیزارم ... جلو در ورودی دانشکده خب هر...
-
۸۱
دوشنبه 26 خرداد 1399 11:59
بلاگ اسکای قسمت نظر دهی رو ترمیم کرده حمله کنیم برای کامنت دادن یا زوده ... امروز چای سبز هام مزه گچ میدادن فکر کنم ابجوش مورد امنیتی داره باید بگم یه نگاهی به کتری بندازن .. ... دیروز دوستم یه شاسه چای ماسالا بهم داد و کلی ازش تعریف کرد و ای صوبتا منم یه لیوان خوردم بسیااااار بدمان امد ...برای سلیقه چشایی من افتضاح...
-
۸۰
یکشنبه 25 خرداد 1399 20:16
-
۷۹
پنجشنبه 22 خرداد 1399 11:04
پلو دوست ندارم من پلویی که پختم را نمیخوام یه همبرگر بزرگ میخوام یه جعبه فرانتینه میخوام یه لیوان چای خوشرنگ به ادرس واحد ۴ خونه سارا اینا بیزحمت ... کاش فست فودها میفهمیدن که ما اونا رو دوست داریم اونا هم ما رو دوست داشته باشن و چاقمون نکنن ...نمیفهمن دیگه
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 21 خرداد 1399 23:27
ای دل که بی گدار به آبی نمیزدی... بی قایقت میانه دریا چه میکنی؟؟؟؟
-
۷۸
چهارشنبه 21 خرداد 1399 18:21
دیروز خیلی روز شلوغ و پرکاری بود خیلی زیاد خسته کننده شده تا حالا از شدت خستگی خوابتون نبره ساعت ۹ و نیم شب رسیدم خونه ..پسرم درس میخوند برای امتحان امروز منم به کارای خونه رسیدم و ناهار امروز و این صوبتا .. تست کرونا دادیم چقدرم بد بود همه همکارا بیرون که میومدن چشماشون قرمز و اشک الود بود ..مثبت بودم میام تک تکتون...
-
۷۷
دوشنبه 19 خرداد 1399 11:40
سارا بهش اعتماد نکن ..
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 19 خرداد 1399 09:54
-
۷۶
یکشنبه 18 خرداد 1399 11:39
گوجه سبزها سیب ترش ها و بقیه اقلام با طبع بسیار سرد تابستانی تقریبا تا اخر تابستان هستند لطفا یهو نیم کیلو گوجه سبز نخورید که رنگتان عینهو گچ سفید بشود و هی بروید نبات داغ بخورید و ۴ را ۵ ببینید و ۹ را صفر .. والااااا رونوشت به خودم: سارا صبور باش قوی باش تو از پسش برمیای
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 17 خرداد 1399 13:46
-
۷۵
شنبه 17 خرداد 1399 11:57
امروز امتحانات نهایی شروع شد .. نتیجه های کنکور را اخر مهرماه اعلام میکنن من روی گوشیم از ۵ سال پیش روز دوم مهر ماه ساعت ۸ صبح را علامت یاداوری زدم روز اول دانشگاه محمد ...فکر کنم باید تغییرش بدم ... اینبار که اول هفته پیش سیاتیک گرفت دردش تا ۴ شنبه خوب نشد مجبور شدم برم دکتر گفت متورم و ملتهب شده و همراه شده با...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 17 خرداد 1399 00:27
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو بر دلم نشستی ...
-
۷۴
پنجشنبه 15 خرداد 1399 23:12
-
۷۳
پنجشنبه 15 خرداد 1399 16:14
یه لیست خرید دارم تا الان ۸۴ مورد شده همشم برای خودمه از دوسال پیش تا الان ..نمیدونم چرا پولش جور نمیشه که بخرمشون حتی یه دونه اش
-
۷۲
چهارشنبه 14 خرداد 1399 12:00
وقتی وارد بهشت بشم اولین کاری که میکنم اینه که تمام ادم ها مکان ها عطرها موقعیت ها و خاطره های دوران بچگیم رو شبیه سازی میکنم و اون دوران رو یکبار دیگه زندگی میکنم... بنظرم خیلی زود بزرگ شدیم و هنوز یه بیست سی سالی جا داشت که بچه بمونیم و بچگی کنیم شایدم بیشتر!! . اینا ها رو یکی از دوستان توی پست اخر پیج اینستاگرامش...
-
۷۱
سهشنبه 13 خرداد 1399 16:48
اقا جریان این سهام عدالت چیه؟ من سجام ثبت نام کردم هنوز ولی برای احراز هویت اقدام نکردم و کد بورسی ندارم ظاهرا بعد از گرفتن کد بورسی هم باید به یکی از کارگزاریهای مجری بریم و یوزر و پسوورد بگیریم تا بتونیم وارد پنل معاملات بشیم .. خب حالا همه اینکارا هم کردیم .. من اصلا سواد بورسی ندارم بالام جان .. یکی نیست به من بگه...
-
۷۰
سهشنبه 13 خرداد 1399 11:06
صبح اول وقت از اداره مالیات تماس گرفتن و میپرسن پروانه کسب فلان مغازه توی فلان خیابون به نام شما هست مراجعه کنید ..منو میگی ۸۰ تا شاخ دراوردم اون مغازه توی اون خیابون برای من هست اما پروانه کسب و درامدش نه به نام من هست و نه برای من هست ...چرا؟؟ اونجا یک مجتمع تعمیرگاهی بزرگ هست که برای روانشاد پدرم بوده و انحصار ورثه...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 12 خرداد 1399 01:22
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
-
۶۹
یکشنبه 11 خرداد 1399 19:34
دیروز از سر همون بیحوصلگی قصد کردم کیک بپزم کیک بدی نشد ولی خب کیک پایه بود و بدون روغن ..رژیمی طور ..خیلیم خوب شده بود اصلا هم پفش کم نبود کاکائوشم خیلی اندازه بود اصلا کمرنگ نشده بود .. اصلا عالی شده بود ..در همین حد خود شیفته ... پسرمان از مرز ۱۸ عبور کرده و این به معنای خارج شدن بعضی امور از دستمان هست ..او ارام...
-
۶۸
شنبه 10 خرداد 1399 13:56
امروز من در بیحوصله ترین حالت ممکن قرار داشتم و دارم انقدر که نه صبحانه خوردم نه ناهار پختم نه ازمایشگاه رفتم حتی حوصله نداشتم زنگ بزنم اطلاع بدم تا همین الان هم این بیحوصلگی هست حتی الان هم حوصله ندارم بنویسم چرا بی حوصله ام ... . ساعاتی بعد نوشت: غذا رو از بیرون گرفتم زنگ زدم ازمایشگاه رو اوکی کردم دارم تلاش میکنم...
-
۶۷
چهارشنبه 7 خرداد 1399 13:26
امروز بعد از حدود شاید سه سال یک دوست بسیااار قدیمی که از اولین وبلاگم توی بلاگفا همراه من بود بهم پیام داد توی پیج قبلی اینستاگرامم و احوال پرسی کرد حتی فکرشم نمیکردم به یاد من باشن ..
-
۶۶
سهشنبه 6 خرداد 1399 20:40
امروز پسرم حرفی زد که اصلا فکرشم نمیکردم داستان اینجوری هست: ما قبل از اینکه بیایم تو این خونه ..طبقه بالای منزل پدرم زندگی میکردیم وقتی محمد ۱۰ ماهه بود اسفند سال ۸۱ اونجا ساکن شدیم تا تیر سال ۹۱ یک هفته قبل از ماه رمضان که به این خونه اومدیم یعنی از ۱۰ ماهگی تا ۱۰ سالگی پسرم ..اونجا دوستانی داشت و خب خاطرات زیادی از...