-
۱۰۹
شنبه 18 مرداد 1399 21:04
مثلا خنده ی تو قاتلِ جانم بشود، این دل انگیز ترین قتلِ جهان خواهد شد..
-
۱۰۸
چهارشنبه 15 مرداد 1399 21:13
ان مرد و پسرم سید هستن و ما منتظر عیدی تپل از خانواده ان مرد هستیم هر سال میدن عیدی رو ندن هم من از صبح علی الطلوع در خونه اشون هستم توی خانوادشون فقط من و جاری اخر از سادات نیستیم همه دخترها پسرها دامادها و دوتا از عروس ها و همه نوه ها از سادات هستن ...مادر شوهر و پدر شوهر هر دو سادات هستن ..
-
۱۰۷
چهارشنبه 15 مرداد 1399 13:05
چقدرررر بدهست ..چقدر بدهست ...چقدر بدهست شرمنده بشی اونم اینطوری ... چقدر حالم گرفته هست کاش و هزار ایکاش خیلیا مثل من هستن همین حس رو دارن متاسفم عزیزدلم.. #سفر ..کیش ..شمال ..اصفهان..کرونا #آرزوها
-
۱۰۶
چهارشنبه 15 مرداد 1399 11:34
سودابه ..سودی ..دوست و همکار من متاسفانه کرونا مثبت شده و دیروز که بهش زنگ زدم به شدت سرفه میکرد و صداش گرفته بود ..سودابه تالاسمی مینور هست و ایمنی بدنش نرمال نیست ...هفته پیش میگفت که کمی کسالت داره و از همون روز هم خدا رو شکر نیومد ازمایشگاه ..تا روز یکشنبه که جواب تستش اومد و مثبت اعلام شد ..
-
۱۰۵
سهشنبه 14 مرداد 1399 20:13
فقط پی نوشت هاست که میماند . پ.ن: دارم فکر میکنم رژیم اساسی بگیرم لاغر شم کلی برم تو کار مدلینگ
-
۱۰۴
دوشنبه 13 مرداد 1399 12:04
مبخواستم غر بزنم از گرما حتی نوشتمش ولی حین نوشتن یاد پدران و مردها و جوان ها و پیرها و بچه هایی افتادم که توی افتاب و گرمای وحشتناک کار میکنن تا نونی سر سفره ببرن ... جلوی کوره ها توی گود تعویض روغن و تعمیرات توی معادن توی اون تاکسی ها و جاده ها کادر درمان با اون لباس ها دستفروشها و دوره گردها کوره های اجرپزی بچه های...
-
۱۰۳
چهارشنبه 8 مرداد 1399 19:59
بوی اش سبزی از راه پله ها میاد و منبعش خونه مادرشوهر هست یک عالمه لواشک توی تراس خونشون میبینم یه کیف سفارش داده بودم به دوست خواهرم اول بهمن امروز به دستم رسید تازه به دیجی کالا یه ریسه مفتولی ال ای دی ۱۰ متری سفارش داده بودم برام ریسه ۵ متری فرستادن با پول اون یکی تفاوت قیمتش ۲۰ تومنه ... روزها میگذرن و ...
-
۱۰۲
شنبه 4 مرداد 1399 09:54
این روزا به شدت عصبیم همین الان نزدیک بود با رضا دعوام بشه بخاطر پیامک هایی که داده بود خیلییییی خودمو کنترل کردم و فقط مینوشتم باشه.. چشم ..ممنونم .. خب اقای محترم شما اگه دلت میسوزه اگر حرفی داری اگر راهنمایی داری تشریف بیارید (نه خونه نیای ها خواستی بیای هم بگو من برم از خونه ) یه دوتا برنامه بزار بیرون ببینش براش...
-
۱۰۱
جمعه 3 مرداد 1399 23:39
انتخاب رشته بدون ازمون هم انجام بده؟؟ مجازی پیام نور غیر انتفاعی داره البته روزانه و شبانه هم داره ولی نه برای شیراز و نه برای کد رشته های مورد علاقه اش .. الویت خودش روزانه و شبانه با ازمون و همچنین دانشگاه ازاد هست و البته دو تا کنکور هم ریاضی و فنی و هم زبان .. حالا نمیدونیم که بدون ازمون ها مدرک معتبری دارن؟؟
-
۱۰۰
جمعه 3 مرداد 1399 11:15
یکی از ارزوهام این بود و همچنان هست که فرزندم دختر و پسرش فرقی نداشت برام قاری و حافظ کل قران باشه بسیییار دوست دارم ولی خب این ارزوی منه نه فرزندم ...سعی هم کردم ولی فرزند من اصولا در مقوله حفظیات بسییییار ضعیف هست و کم حوصله ..منم نمیخواستم هیچوقت اجباری در کار باشه ولی خب ارزوعه دیگه وجود داره ...حتی این ارزو را...
-
۹۹
پنجشنبه 2 مرداد 1399 12:05
و باز هم مالیات و اداره مالیات و منم که الان دکمه غر زدنم فعاله و توانایی اینو دارم در این گرمای جانسوز و کرونای لعنتی و ماسک خفه کننده هر کی فقط اندازه یه سر سوزن پرش به پرم بگیره بزنم له و لورده اش کنم و لبخند رضایتی بر لب بنشانم خواهررررر یا انجامش بده یا بده انجامش بدم حالا اسنپ چرا انقدر گرون شده؟؟؟ سودی میگه...
-
۹۸
چهارشنبه 1 مرداد 1399 13:22
سرم درد میکنه چشمم درد میکنه خسته ام خوابم میاد زیاد استرس دارم زیادتر نگرانم برای همه چیز چقدر چشمام درد میکنن گرمم هست چاق شدم تپلوی زشت باید بخندم چقدر حرف دارم بزنم خوبم بدم نمیفهمم خودمو غرر غررر غررررررر خیلیییییی غرررررر کلی حرف نزده دلم میخواد زاااار بزنم اما دلمم نمیخواد زار بزنم چه معنی داره .. مهرداد کیا یه...
-
۹۷
چهارشنبه 1 مرداد 1399 00:13
سکانس اول: دبیرستان فرزانگان شیراز من و فاطمه فرجادیان و دوستان دیگر سال ۷۷ اخرین سال دانش اموزی سال کنکور و پیش دانشگاهی سکانس دوم : سال ۷۷ : من نامزدی و عقد بعد از کنکور فاطمه فرجادیان قبولی در رشته شیمی سال ۷۹: من ازدواج و عدم ثبت نام در رشته پرستاری که قبول شده بودم فاطمه: دانشجو سال ۸۴ من : قبولی در دانشگاه رشته...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 30 تیر 1399 00:58
پر هستم از هزاران حرف و لب هایی که خاموش هستند و دخترکی دلتنگ که موهایش را باد نوازش میکند نه معشوقش ... .... پ.ن: در گذار از روزها
-
۹۶
پنجشنبه 26 تیر 1399 22:01
شیشه عینک طبی ام ازش جدا شد و افتاد و خیلی شیک و مجلسی پامو گذاشتم روش و خاکشیر شد بعد اومدم ببینم چطوری یهو شیشه افتاد فریم عینک هم شکست پیچ خیلی ریز کنار فریم افتاده بود و متوجه نشده بودم ...به همین سادگی ۳ تومن عینک نازنینم به فنا رفت حالا من بدون عینک چه کنم بدون عینک فاصله دومتری رو نمیتونم بخونم حتی اگر درشت...
-
۹۵
یکشنبه 22 تیر 1399 16:15
خانواده ما یعنی من و ۳ خواهرم و مادر و پدرم یک خونه ویلایی داشتیم که خونه بچه گی های من بود از۳ سالگی تا سال اول دبیرستان رو اونجا زندگی کردم یه خونه ۴ خوابه خیلی بزرررگ با حیاط بزرگ و یک استخر که تابستونا محل بازی ما بود اون خونه رو فروختیم به یکی از اقوام و خودمون جای دیگه خونه خریدیم حالا دختر عمو دقیقا چسبیده به...
-
۹۴
شنبه 21 تیر 1399 10:45
۱:قرار بود این پست عددش ۱۰۰ باشه نوشتم دو سه ساعتی هم بود بعد پاکش کردم #ندارد ... ۲:صد سال تنهایی #دلتنگی ... ۳:وقتی کار مهمی داری و برای اون شخص اس ام اس میدی چون گوشی هوشمند نداره و جواب نمیده و بررسی میکنی میبینی دیتیل مسج هات زده فرستاده نشده ...علت چیه؟ چی میشه که مسیج سند نمیشه برای طرف؟؟ به قول معروف اتنشن:...
-
۹۳
سهشنبه 17 تیر 1399 20:58
پنجشنبه حدودای ساعت ۳ بعدازظهر با صدای یه انفجار مهیب و بعدشم جیغ و داد و درخواست کمک همسایه همه ریختن توی کوچه ...من و جاری هم از تراس خونه ما درست روبرو خونمون اون حادثه رو می دیدیم که دوتا انفجار دیگه اتفاق افتاد و دود غلیظ و زبانه های اتش سرخ بود که توی اون دمای ۴۲ درجه ظهر به اسمان کشیده میشد صدای گریه و جیغ و...
-
۹۲
یکشنبه 15 تیر 1399 16:50
دیروز با اخرین امتحان رسما مدرسه برای همیشه تموم شد ۱۳ سال تحصیل ساعت ۵ بیدار شدن تو گرما و سرما مدرسه رفتن تلاش کردن نمره های ریز و درشت دوستی ها و خاطرات حیاط مدرسه زنگ های ورزش کلاسای زبان ناهارای سرد شد و بی موقع بخاطر کلاسای اضافه اردوها و رستوران های شاگرد اول های مدرسه همه تموم شدن ... امروز گفت میشه این یک روز...
-
۹۱
سهشنبه 10 تیر 1399 12:57
به لادن میگم چند روزه خیلی قفسه سینه ام درد میکنه نکنه کرونا گرفته باشم میگه نه بابا من و تو شوهر و بچه داریم دیگه کسی نمیاد ما رو بگیره حتی کرونا تا حالا انقدر قانع نشده بودم .... خواهر شوهر نرس هست دیشب گردن درد و کتف درد بسیار بدی داشت میگفت این شیلدهایی که بیمارستان میده شبیه کلاه کاسکت هست و خیلی سنگینه هممون تو...
-
۹۰
دوشنبه 9 تیر 1399 10:12
۹۰ امین پست تعلق میگیره به یه شادی درونی که نمیدونم سر و کله اش از کجا تو دل من پیدا شده ولی خوبه و فرح بخش برای تولد امشب دخترا دو عدد کیف دوشی خریدم از این گل گلی ها موهامو کوتاهتر کردم ... لادن میگه سارا خانم ادم شکلات تلخ توی کیفش قایم نمیکنه میگم گذاشتم موشها رو بگیرم باهاش میگه باووووشه حالا دیگه انقدرم تلخ نزار...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 8 تیر 1399 20:56
یه حس خیلی خوب و شیرین دارم یه احساس خوشایند همراه با شادی نمیدونم از کجا اومده و چرا این حس رو دارم انگار که خبر شادی شنیده باشم و خیلی خوشحال باشم همینقدر حس شادی و سرخوشی
-
۸۹
یکشنبه 8 تیر 1399 18:18
یه حرفایی هست که باید بگم نمیدونم چطوری و یا اصلا درسته گفتنش یا نه اما میگم در هم برهمه اما هست و خیلی فکرمو مشغول کرده همیشه نوشتم و گفتم از اینکه مجبور بشم از رضا پول بخوام خجالت میکشم بدم میاد هر چند هر وقت مجبور شدم و گفتم بدون هیچ اما و اگری حتی مقداری بیشتر از انچه خواستم واریز کرده اما من بسیااار بدم میاد از...
-
۸۸
جمعه 6 تیر 1399 23:56
میدونم چرا نمیاید خونه ام چه شما چه اونا عیبی نداره من به همه چیز عادت دارم شما در ظاهر منو تحسین میکنید اما نگاه هاتونو میشناسم برای خودمم سخته خیلی سخت هنوز بعد از تقریبا ۱۰ سال عادت نکردم اما عیبی نداره کلا از نظر من هیچ چیز عیبی نداره مساله ای نیست بیخیال...تمام
-
87
چهارشنبه 4 تیر 1399 11:57
دبیرستان که بودیم داداش یکی از دوستانم که اون موقع دانشجو بود بهمون میگفت اخه مگه ادم چقدر عقل داره(دور از جان شما البته) که ۴ تاشم بشه دندون و بندازه دور دیشب از شدت درد نخوابیدم انقدر هم این دندون ته فک هست تمام گوش و چشم و فک و صورتم را درگیر کرده ...باید جراحی بشه و من بارها و بارها عقب انداختم .. انقدر مسکن خوردم...
-
۸۶
دوشنبه 2 تیر 1399 12:02
تست خون دادیم برای کرونا ای جی ام کمی بالا خیلی کم یعنی در معرض کرونا بودم و باید دوباره تست بدم یکی از همکاران ازمایشگاه مثبت قطعی بدون علائم و از امروز قرنطینه شده ... با ای جی ام خیلی بالا . پ.ن: خدا بخیر کند جهت آشنایی: این آزمایش (که به آزمایش سرولوژی نیز معروف است) به دنبال مواد خاصی در خون شماست که به آن...
-
۸۵
یکشنبه 1 تیر 1399 11:29
از امروز یکشنبه ۱ تیر ۹۹ یه همکاری رو شروع کردم به مدت دوماه نتیجه اش برامون خیلی مهمه خیلی هیجان زده ام ..قبلا هم این مدل همکاری رو داشتم و نتیجه فوق العاده ای گرفتیم امیدوارم اینبار هم خوب باشه .. . کاش من خودم تولیدی پول داشتم که انقدر به حقوق سر ماه و وسط ماه وابسته نبودم یه مبلغ کمی پول توی یه حساب دارم برای سال...
-
۸۴
جمعه 30 خرداد 1399 22:52
میگذرد روزگار تلخ تر از زهر میگذرد روزگار تلخ تر از زهر میگذرد روزگار تلخ تر از زهر میگذرد روزگار تلخ تر از زهر میگذرد روزگار تلخ تر از زهر . . گاهی اتفاقاتی ساده و روان توی زندگی بقیه هست که همون اتفاق معمولی توی نوع زندگی من میشه گذر روزگاری تلخ تراز زهر ... نمیبخشمت هیچوقت ... چقدر خسته شدم ..
-
۸۳
پنجشنبه 29 خرداد 1399 10:58
یه عالمه حرف هست اما همش نصفه نیمه اینطوری مثلا: ۱:محمد عکسای پرتره معرکه ای میگیره دوستاش میگن با عکسا جادو میکنی ۲:امتحانات نهایی به نیمه رسیده و تا الان که گفته همشو خوب داده امیدوارم واقعا همینطور باشه ۳:محمد مبینا رو دوست داره و مبینا هم متقابلا محمد رو دوست داره یه عکسایی ازش میگیره خیلی قشنگن این دخترم قشنگ...
-
۸۲
چهارشنبه 28 خرداد 1399 12:19
تست کرونای ۶ ۷ تا از اساتید دانشکده مثبت اعلام شد متاسفانه و این بخاطر ورود دانشجویان هست .. اسمم توی قرعه کشی وام ۴ تومنی در نیومد به سودی میگم دیدی حالا من باید برم افسرده شم میخواستم دوتا رگال مانتو و کفش و کیف و روسری بخرم رنگاوارنگ ..سودی میگه بیا با هم افسرده شیم من تنهات نمیزارم ... جلو در ورودی دانشکده خب هر...