ما شیرازیا یه جمله داریم که معمولا موقع نگرانی زیاد و غم و اندوه بیان میشه میگیم : مال خودم نیستم ...
یعنی نمیفهمم دارم چکار میکنم جسمم اینجاست فکرم و قلبم هزارجا
کارهای روزمره را بصورت اتوماتیک انجام میدم اما نمیفهمم چی به چیه
همه ایران جان ما هست ...
اینروزا اتفاق خاصی نیوفتاده
و هوا هم عجیب خنک شده بخصوص شبها
و این برای ۱۵ خرداد به بعد اونم شیراز واقعا غافلگیر کننده هست
و خب متاسفانه این خنکی زیاد هوا تبدیل به سرمای عجیب و یخ زدن خوشه های طلایی گندم اونم نزدیک به برداشت در شهرستان اقلید شده دیدن گندمهای منجمد شده و یخ زده واقعا بد بود کشاورزهای بینوا ضرر بزرگی کردن
.
یه داستانی هم پیش اومد چند روز قبل اونم اینکه ما زباله ها را گذاشتیم دم در که مامورهای محترم زحمتشو بکشن اما فردا صبحش که بیرون رفتیم دیدیم همه زباله ها مونده تو کوچه و داره خوشبحال گربه های چاق و چله و بدون دم کوچه میشه اون وقت هنوز هوا انقدر خنک نشده بود خلاصه تا فردا صبحش که دوباره رفتیم بیرون و دیدیم عههه هنوز زباله ها سر جاشون هستن و با یه رصد کوچولو متوجه شدیم فقط کوچه ما اینطوره بقیه تمیز هستن من هم خیلی ناامیدانه برای سامانه ۱۳۷ شهرداری پیام گذاشتم و نوشتم جریان را اقاااااا باورم نشد کمتر از نیم ساعت بعدش زنگ زدن و پیگیری کردن و ادرس دقیق گرفتن و گفتن تماس میگیرن ربع ساعت بعدش دوباره تماس گرفتن خیلی زیاد عذرخواهی کردن و گفتن مامورا یادشون رفته این کوچه را جمع اوری کنن و وقتی هم یادشون اومده حوصلشون نشده برگردن و خسته بودن و خوابالو و امشب که نوبت شما هست اگر دوباره جمع نشد بلافاصله تماس بگیرید منکه واقعا تعجب کرده بودم از تماس و پیگیریشون گفتم باشه عیب نداره ....
انقدر هر جا رفتیم کار امروز به فردا افکندن و هیچ پیگیری هم نشده که واقعا داشتم شاخ در میاوردم ..
ما حدودای همین تاریخ پارسال خط تلفن ثابتمون قطع شد و به دنبال اون نت وای فای هم قطع شد چندبار با خرابی تلفن تماس گرفتیم و اخرش گفتن از سیمکشی داخلی هست برقکار اوردیم و بعد اون جابجایی های کذایی و خنده دار تلفن برقکار گفت سیمکشی ها درست شدن و دیگه مشکلی نیست اگر هنوز قطع هست مربوط به مخابرات هستش و دوباره اعلام خرابی کردیم اینبار خودشون تماس گرفتن و ادرس دقیق گرفتن و کارشناس فرستادن اونممم مجانی و خط را درست کردن و تلفن وصل شد و نت دوباره راه افتاد
باز هم تعجب نمودیم که کار ارباب رجوع را اونم فقط بصورت پیام تلفنی از طریق تلفن گویا راه انداختن و نیازی به مراجعه حضوری و این حرفا نبود ...مگه داااریم مگه میییشه ؟!
.
نتایج ارشد اعلام شد و فرزند محترم انتخاب رشته نمودن هم سراسری هم ازاد هم همه جای ایران و جهان و منظومه شمسی و غیر شمسی و انواع اقسام دانشگاهها به غیر از مجازیشون ولی خب رتبه دلچسب نیست و من شخصا امیدی به قبولیش ندارم برام ازاد و سراسریش فرقی نداره ولی گمان نکنم هیچکدوم را بیاره عمیقا هم دنبال امریه هست برای سربازیش که خب فقط به دانش اموخته های ارشد و دکتری تعلق میگیره ...
یک یادداشت تلخ
همگی از خدا خواستیم و دعا کردیم که بمانی و نشد ...
امروز یک روز خیلی خیلی سخت برای همه ما ورثه هست
امروز عصر ساعت ۵ کسی را به دل خاک میسپاریم که مظلوم و مهربان بود
یک ماه پیش تصادف کرد رفت توی کما و دیروز ۱۰ صبح برای همیشه رفت
نادیا دختر ۱۶ ساله اش ...
حال هیچکس خوب نیست ...
تصور اینکه دیگه هیچوقت پسر عمو را نمیبینیم غم بزرگی به دلمون میزاره
انقدرررر هوا گرم شده
گویا خرداد اعلام همبستگی با تابستون کرده و اردبیهشت هم داره کارشو میکنه بپیونده به تابستون چه وضعیه اخه انقدر گررررم ایا سیبری و یا جنوبگان و قطب شمال پناهنده اب و هوایی میپذیرند اگر اره من برم دنبال کارای پناهندگی
.
قهوه و دارچین و عسل را ریختم توی ماگ و رفتم شیر را از یخچال برداشتم و ریختم توی ماگ و دیدم عههه این چرا حتی رنگش تغییر نکرده گفتم شاید چون قهوه خیلی کم ریختم اینجوریه ازش خوردم و دیدم هیچ مزه خاصی هم نداره دیگه عجله داشتم خوردمش اومدم ماگ را بزارم توی اشپزخونه دیدم اون یکی که داخلش قهوه و دارچین و عسل هست کنار سینکه :(( شیر خالی خورده بودم :(( میتونم ادعا کنم ماهی گلی حافظه اش بیشتر از من هست
جریمه کسیکه تو شرایط بد مالی میره دوتا خرید گرون تومنی میکنه و هر دو هم افتضااااح چیه؟؟؟؟؟؟
آخه الان چه وقت این خرید ها بود همیشه عجولی سارا همیییشه ....
.
موتور کولر مغازه هم سوخته و مجبور شدیم موتور نو بخریم امیدوارم به همین جا ختم بشه و در نهایت مجبور به خرید کولر نو نشیم ..
.
دیروز بازم خودم موهامو کوتاه کردم و از اونجا که فر هست خرابکاری که شده معلوم نیست ..
.
اعصابم خط و خش دار هست
ماجرا داشتیم و داریم با همسایه کناری ساختمون چرا؟؟؟
خونه ما اینجوریه که ما طبقه ۳ هستیم روبروی ما حیاط ساختمان هست که از قضا خیلی هم بزرگه یه تراس سمت راست داریم و کنار تراس حال و پنجره حال هست که به علت دید از روبرو همیشه بسته هست
دوتا همسایه که یکی سمت راستمون هست و از تراس ما به داخل حیاطشون کاملا دید داریم خونه اشون یک طبقه ویلایی هست و همسایه سمت چپ که چون چپ هست نه به حیاطشون دید داریم و فاصله زیادی هم با حیاطشون داریم حتی اگرررر پنجره حالمون را هم باز کنیم باز هم نمیتونیم حیاطشون را ببینیم حالا ایشون سه باااار اومدن در خونه پدرشوهر که اره از طبقه سوم خونه شما تخم مرغ پرتاب میکنن توی حیاط ما!!!!!!!!!!!!! یعنی قشنگ شاخ دراوردم ها ....پدرشوهر فرمودن طبقه سوم ما دخترم (یعنی من ) و نوه ام هستن از صبح تا ۴ و ۵ عصر هم نیستن از اون اصرار و از ماها انکار پدرشوهر هم بهش گفتش دوربین بزار ببیین کار کیه ...
والا مردم خل شدن ....
به پدرشوهر گفتم دایی جان بگو بیاد توی تراس ما ببینه ما اصلا به خونه اونا دسترسی نداریم بخوایم تخم مرغ پرت کنیم اونم تخم مرغ دونه خداتومنی مگه بی ادبیم یا بیکار ...عجبا