اردیبهشت
شیراز
هوایی که به قول دوست شاعرم بوسیدنیه
بوی عطرمست کننده بهارنارنج های ارم
و اینکه
خوشا شیراز و وضع بی مثالش
خداوندا نگه دار از زوالش
.
نام دیگر شیراز در بهار اردیبهشت هست
توی گروه ورثه بین اوناییکه نه روزه میگیرن نه اعتقادی اصولا به نماز و روزه و فریضه های دینی دارن سر اینکه عید فطر جمعه هست یا شنبه بحث هست اونم کاملا کارشناسی شده تا اونجاییم که جا داره ادمای مرتبط به این موضوع را مورد عنایت کلامیشون قرار میدن جالبش اینه اوناییکه روزه دار هستن براشون مهم نیست کی عیده ولی اینا دارن خودشونو پاره پوره میکنن
دوست بچگی هام
یه پسر ۱۹ ساله و یه دوقلوی دختر و پسر ۶ ساله داشت
دوقلوها رو برده بوده بیرون برای گردش و پسرش تو خونه بوده
پسرش باهاش تماس میگیره که گرسنه هست و دوستم بهش میگه که اجاق گاز و اشپزخونه رو کثیف نکن از بیرون غذا میگیرم برات میارم
وقتی میرسن پسرش خوابیده بوده به دوقلوها میگه برید داداش را صدا کنید بیاد غذا بخوره ....
دوستم میگفت هر چی صداش زدن بیدار نشده
توی خواب پسرش رفته بود برای ابد
چهره پف کرده از گریه و شیون و قیافه داغون دوستم و همسرش که از شدت غصه و ناباوری داستان رفتن پسرشون لال شده بود لحظه ای از جلو چشمم نمیره
چهره پسرشون
چقدر زندگی بی وفا و نامرده
آزمونی را که سیبیلو قبل از عید داد نتیجه اش را دادن و قبول شده
من همیشه برای ازمونها خیلی هیجان و استرس دارم فرقی نداره برای خودم باشه یا سیبیلو یادمه وقتی میخواستم سر اینکار بیام قبلش توی دانشگاه کار میکردم خیلی پاره وقت وقتی لادن بهم گفت با خانم دکتر صحبت کردم و گفتن بیاد یه ازمون ازش بگیرم در صورت قبولی بیاد انقدر استرس داشتم که توی دفترم نوشتم دارم میمیرم یا زمان اعلام نتایج کنکور سیبیلو انقدر استرس داشتم که گفتم اصلا نمیرم نتایج را ببینم ولی همه اینها تا اعلام نتیجه هست بعدش دیگه فرقی نداره نتیجه قبولی باشه یا مردودی جوری بی حس برخورد میکنم که خودمم تعجب میکنم سر کنکور سیبیلو خواهرم خیلی جیغ جیغ کرد و بالا و پایین پرید ( اینکه فقط ده سال هم با خواهرزاده اش تفاوت سنی داره و مثل خواهر سیبیلو هست هم شاید بی تاثیر نبوده)
.
الانم لادن بهم میگه تو بیحال ترین مامان دنیایی
ولی من میدونستم قبول میشه چون خیلی زحمت کشید