باید یه چیزایی رو بنویسم که نمیدونم نوشتنشون درسته یا نه پس فعلا درباره اش نمینویسم
دلم نمیخواد اتفاق بیوفته اما میوفته و من دارم از نگرانی میمیرم
نمیتونم فعلا توضیح بدم چه اتفاقی تا اخر مرداد که درباره اش بنویسم
نمیدونم شاید اگر شرایط جور دیگه ای بود اینهمه نگران نبودم
به قول ماشیرازیا : عامو حالو ای موقه وقتش بود؟
شاید هم همین موقع وقتش بوده کسی از سرنوشت اطلاعی نداره پناه و توکل بر خدای نگهدارنده مهربان
پ .ن :
نگرانی های تمام نشدنی
تنفسی سخت
دلشوره ای مدام تا ابتدای شهریور
توکل برتو خدای خوبیها
چشمهایش
نویسنده: بزرگ علوی
خیلی کتاب قشنگیه 
....
چشمهایم
اثر: هوای بهار و میکروسکپ ازمایشگاه
اصلا جالب نیست طرفشم نرید
....
پ.ن:
آخرین قسط رو امروز دادم و تاااامااااام
بدهی تسویه شد و خلاص
رییس بزرگ کاهن اعظم امپراطور والا مقام استاد گرانقدر امروز عیدی دادن بهمون
همینقدر پاچه خوار
یه همکار توی ازمایشگاه غربال داریم در امور وسایل برقی بسیار فراموشکار هست اینطوری که سالی یکی دوتا اتو میسوزونه و اینکه حالا داره با دقت چارت ها را میشماره و نمونه ها رو چک میکنه ها کافیه که بهش بگی فلانی همسرت اومد دنبالت برو واااای انگار زدیش توی برق ۳ فاز دیگه کنترل همه چیزو از دست میده ..این دوتا موضوع رو از این گرامی داشته باشید :
دیروز ما توی ازمایشگاه تحقیقات دیدیم خیلی بوی سوختگی میاد خیلیییی ها بوی پلاستیک اب شده میومد به نگهبانی گفتیم چیزی سوخته گفتن نه ولی بو میاد دنبال بو راه افتادیم رسیدیم به ازمایشگاه غربال در رو باز کردن دیدیم بعلههههه دستگاه بن ماری توی برق یادشون رفته بکشن سرکار علییه و دستگاه ابش تموم شده و سوخته و حتی اببببب شده بود دستگاه بن ماری نازنین اب شده بود 
امروزم موقع تست دوباره عجله و حواس پرتی خانم زد اول یه سمپلر چند کاناله را شکوند اونم سمپلر امریکایییییی یعنی گذاشته بودش دقیقا لبه میز دستش خورد بهش افتاد زمین و در کمال ناباوری شکست عادت شریفشه وسایل را میزاره دقیقا لبه میز من نمیدونم اون پایه پس به چه درد میخوره ...استاد بهش فرمودن عیب نداره حواست جمع کن من بعد ...دوباره ۳ دقیقه بعد زد اون یکی سمپلر اینبار تک کناله رو هم شکوند خببببببب ننه چرا میزاری اونو لبه میززززز اون گرونه ما تحریم هستیم نکنننننن 
بعدم موقع رفتن انقدر عجله داشت مایع ریخت روی نمونه های پانچ شده خون و اونا تبدیل به خونابه شدن 
اخر کارم در کمدشو باز کرد کیفشو برداره قشنگگگگ لیوانش افتاد زمین هزار تیگه نامساوی شد 
هزار بار بهش گفتم لادن خانممممم وسایل را لبه سطوح نزار
اصلا امروز رفته بود تو کار گلکاری حسابی گل کاشت
سمپلرهای بینوا ...بن ماری بینواتر ...
....
چشمام حساسیت شده و ریه هام دچار الرژی صدامم گرفته ولی کی جرات داره عطسه و سرفه کنه 
....
یکی از هم دانشکده ای ها که تست کروناش مثبت شده بود و پرسنل ازمایشگاه نمازی هست تعریف کرد اولش فقط احساس خستگی زیااااد داشته خیلی زیاد انگار به پلکهاش وزنه وصل بوده استراحت کرده ولی خوب نشده که هیچ بدن درد و ضعف هم گرفته همونجا توی بیمارستان میره پیش یکی از پزشکها اونم تبش رو میگیره ۳۷و نیم بوده میگه برو دو ساعت دیگه دوباره بیا تبت رو بگیرم دو ساعت نشده تبش میشه ۳۹ به اضافه گلو درد و ضعف تنفس و ضعف زیاد که خب بخاطر تنفس سخت و نرسیدن اکسیژن هست بهش میگه برو برای خودت ازمایش بزار اورژانسی (تست کرونا نه ها شمارش گلبولهای سفید) میزاره و میبینه بعله عفونت بیداد میکنه و تبش هم در کمتر از ۳ ساعت به ۴۰ میرسه سریع منتقلش کردن علی اصغر و تست گذاشتن و مشخص شده کرونا هست خودش میگفت باورم نمیشد کرونا باشه انقدر که سریع اتفاق افتاد انگار خواب بودم دیروز سالم روز بعدش اونجوری ولی خداشکر بعد ۱ هفته مرخص شده و یک هفته هم توی خونه قرنطینه بوده و امروز خیلی بهتر بود
...
پ.ن:
بسیار نگران مرد نامرعی هستم ..
اُف بر دستی که بی موقع وارد کیف پول شود و خرج الکی بنماید علی الخصوص دم عید (سارا علیه الرحمه)
اخه مگه مجبوری دختر جان چیزی رو بخری که نیاز نداری بعد خودت بری روی اعصاب خودت که چرا اینو خریدم ..
نکن اینکارا رو طبق لیست ماهانه برو جلو
باشد که پند گیری ..
۱۲۰ تومنم ۱۲۰ تومنه اونم الان
هیچ چیز به اندازه آیه های قران آرامشبخش نیست
قلبها رو آروم میکنه
و
ذهن رو از تلاطم باز میداره
یاد خدا باعث ارامش قلبهاست
خدای مهربانم عزیز دلم به همه مردم دنیا کمک کن تو قدرتمند مطلق هستی