هتل ه ..روبروی محل کار ما هست بیمارستان ع.. هم چسبیده به ما پارک ازادی هم روبرومون هست یعنی ما هر روز کانون کرونا در شیراز خدمت بشریت هستیم
بیمارستان ع ..رو قرنطینه کرونا کردن برای بستری
هتل معروف و مشهور مذکور هم دیروز جلو چشمای ما یه اتوبوس بزرگگگ مسافر چشم بادومی پذیرش کرد اینو باید کجای دلمون بزاریم ایا حقشه برم هتل هماشونو بترکونیم چه وضعشه اخه
اقااااا اگر من کرونا گرفتم یاد منو گرامی بدارید لطفا 
...
سیستم انگشت زدن برای حضور و غیاب ممنوع شده و دوباره کارت میزنیم بازم گرفتاری من با کارت
نمیدونم یادتونه یانه چند سال پیش خاطره روزی رو نوشتم که درحالیکه به شدت عجله داشتم برای سوار سرویس شدن هر چی کارت میزدم ثبت نمیشد اقاااا ما عصبانی و حرصی و راننده سرویس هم مرتب میگفت خانم بیاید دیر شد نگهبانی گفت بدید من براتون بزنم کارتو دادم اونم هرکار کرد نشد کلی باهاش ور رفت ولی نشد یه نگاه به کارت کرد یه نگاه به من گفت کارتتون جواب نمیده گفتم اخه چرا گفتش احتمالا موجودیش کمه 
نگو من بجای کارت پرسنلی کارت بانکی رو میزدم ..خو عجله داشتم 
حالا هر وقت اسم کارت زدن میاد یاد این ماجرا میوفتم یا اون عینک افتابی دوران دانشجویی چه ابرویی ازم رفت فقط و اون کرایه آژانس زمانی که ازمایشگاه دانشکده کار میکردم اونم بخاطر عجله بود و یا اون مااار سیااااه بزرگ کنار ابخوری دانشکده ..خدایا قورباغه های ازمایشگاه ..یادم باشه اینا رو دوباره ثبت کنم
مدرسه کلاس ها رو انلاین کرده این هفته ..
....
به مادرشوهر میگم مامان جان این اسپندی که مدتیه میسوزونید من به شدت بهش حساسیت دارم از اولش که بوش میپیچه تو ساختمون من چشمام میسوزه و اشک میریزم و خارش پوست و عطسه .اگر میشه عوضش کنید لطفا یا تو حیاط بسوزونیدش..میگن سارا ما نمیسوزونیم که نازنین(جاری اخری ) میسوزونه اخه اعتقاد داره ماها توی ساختمون چشمش میکنیم ..میگم واه چیشو چشم میکنیم ؟؟ میگه نمیدونم والا بهش گفتم چرا وقتی دعوتت میکنیم مهمونیامون (مثلا خونه خواهرشوهر و برادر شوهر و حتی خود پدرشوهر) نمیای ..بهم گفته شماها چشمم میکنید
...
اخه ادم چی بگه ..
اقلا اون اسپندتو عوض کن نابود شدم دختر جان ..
۱:دیروز برگشتنی میوه خریدم برای خونه یه خانمه بهم گفتش : نخرید تروخدا میوه و سبزی حالا چجوری و با چی میخواید اینا رو بشورید که کرونا نگیرید...
۲:توی درمانگاه صف تزریقات بسیار شلوغ بود یه اقایی شروع کرد به داد و بیداد که من تست پنیسیلین نمیزنم وقتمو نگیرید باید زودتر برم حالا چون کرونا اومده لابد تست پنی سیلین میزنن..
....
از کرونا نمیمیریم اماااا از استرس قطعا بیمار میشیم و خدایی نکرده میمیریم (سارا علیه السلام)
.....
چند وقت پیش حرف یه صندوق مالی بین بچه های دانشکده شد خانم دکتر ...رییس دانشکده به بچه های ازمایشگاه هم گفتن که ما باشیم کل شاغلین اونجا حدود ۱۰۰ نفری هستن گفتن نفری ۳۰۰ تومن بزاریم هر ماه بعد ماهیانه به یک نفر ۹تومن وام بدیم ...همه به به و چه چه آماااا ما بچه های ازمایشگاه با یه حساب و کتاب ساده گفتیم ببخشید چرا به یک نفر به۳نفر باید وام بدید گفتن نههههه گفتیم چرا نه پس بقیه پولا چی میشه گفتن کدوم بقیه!!!!!!؟؟؟؟؟ما رو میگی !!!!!!!!!!!!!!!کدوم بقیههههه؟؟؟ محترمین محترم ۱۰۰ تا ۳۰۰ هزارتومن میکنه ماهی ۳۰ میلیون تومن شما۹میلیون وام بدید ۲۷ تومن بقیه اش کو؟؟؟ چی میشه ؟؟ به ۳ نفر وام بدید تازه ۳ تومنم ته حساب میمونه تاااازه بعد از یک سال غیر از سود پول ماهیانه میشه ۳۶ تومن توی حساب که بازم میشه بازم به ۴ نفر هم اضافه اخر هر سال مالی وام داد اونم نفری دوباره ۹ تومن ...از اونا انکار از ما اصرار ...بقیه کارمندان هم به فکر رفته و گفتن بچه های بالا( ما چون ازمایشگاه طبقه بالای دانشکده هست بهمون میگن بچه های بالا) درست میگن و اینا و امضا نکردن(کاسه کوزه اشون رو ریختیم بهم) ...مجبور شدن بکنن ماهی ۳ نفر ولی اسم بچه های بالا رو که ما باشیم از لیست حذف کردن از اونطرف بقیه کارمندا پی ام پشت پی ام که خدا حفظتون کنه ما رو اگاه کردید گفتم نگا تروخدا ماهی ۳۰۰ رو نمبینه داره میده ماهی ۹ تومن رو چون کمی قلمبه هست فقط دیدن...بعد فکر کن الان ممکنه شما نفر ۱۰۰ لیست بشی یعنی هر ماه ماهی ۳۰۰ بدادی بعد انوقت ۱۰۰ ماه بعد نوبت ۹ میلیونت بشه خیلی ستم بود ولی اینجوری هر ماه ۳ نفر خب خیلی زودتر نوبتشون میشه ..و اینگونه بود که بچه های بالا قهرمان ملی شدن..