متولد ۱۵ آذر 59

اینجا یک زن مینویسد

متولد ۱۵ آذر 59

اینجا یک زن مینویسد

۳۸

هتل ه ..روبروی محل کار ما هست بیمارستان ع.. هم چسبیده به ما پارک ازادی هم روبرومون هست یعنی ما هر روز کانون کرونا در شیراز خدمت بشریت هستیم

بیمارستان ع ..رو قرنطینه کرونا کردن برای بستری

هتل معروف و مشهور مذکور هم دیروز جلو چشمای ما یه اتوبوس بزرگگگ مسافر چشم بادومی پذیرش کرد اینو باید کجای دلمون بزاریم ایا حقشه برم هتل هماشونو بترکونیم چه وضعشه اخه

اقااااا اگر من کرونا گرفتم یاد منو گرامی بدارید لطفا

...

سیستم انگشت زدن برای حضور و غیاب ممنوع شده و دوباره کارت میزنیم بازم گرفتاری من با کارت

نمیدونم یادتونه یانه چند سال پیش  خاطره روزی رو نوشتم که درحالیکه به شدت عجله داشتم برای سوار سرویس شدن هر چی کارت میزدم ثبت نمیشد اقاااا ما عصبانی و حرصی و راننده سرویس هم مرتب میگفت خانم بیاید دیر شد نگهبانی گفت  بدید من براتون بزنم کارتو دادم اونم هرکار کرد نشد کلی باهاش ور رفت ولی نشد یه نگاه به کارت کرد یه نگاه به من گفت  کارتتون جواب نمیده گفتم اخه چرا گفتش احتمالا موجودیش کمه

نگو من بجای کارت پرسنلی کارت بانکی رو میزدم ..خو عجله داشتم

حالا هر وقت اسم کارت زدن میاد یاد این ماجرا میوفتم یا اون عینک افتابی دوران دانشجویی  چه ابرویی ازم رفت فقط و اون کرایه آژانس زمانی که ازمایشگاه دانشکده کار میکردم  اونم بخاطر عجله بود و یا اون مااار سیااااه بزرگ کنار ابخوری دانشکده ..خدایا قورباغه های ازمایشگاه  ..یادم باشه اینا رو دوباره ثبت کنم


نظرات 1 + ارسال نظر
تیلوتیلو شنبه 10 اسفند 1398 ساعت 09:41 https://meslehichkass.blogsky.com/


دقت کردی از کجا به کجا رسیدی تو این پست؟
من که کیف کردم
چند تایی از این خاطره ها را یادم بودم
چندتاییش نه...

از ویروس تاجدار رسیدم به کارت بانکی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد