یه خرید از یه سایت انجام دادم که البته هنوز به دستم نرسیده ولی گویا پروسه خیلییییییییی طولانی مثلا دو سه ماهه داره برای تحویل و اینکه دقت نکرده بودم به کامنتهاشون گویا همه ناراضی ان و اونها رو کلاهبردار و اجناسشون را بدرد نخورترین (اشغال در واقع) میگن و منکه الان شدیدا پشیمون هستم ولی کاری هست که شده میلیونها بار به خودم گفتم خرید اینترنتی نکنما ....امیدوارم واقعا اینجور نباشه و پولم هدر نشه
.
من رابطه خوبی با ترشی ها ندارم مگر موارد خیلی خاص اما الان ترشی انبه خوشمزه ترین ترشی ای هست که خوردم
یه خوراکی بی نهایت معرکه
چرا تا حالا امتحانش نکرده بود واقعا
نذری یا بیرون بر یا کلاس درس؟!؟! مساله اینست....
یه خواهرزاده کلاس اولی دارم که معلمشون کارای عجیب غریبی میکنه
مثلا برای اموزش حرف (خ) هر کس یه مدل خورشت بیاره با عروسک خرگوش یا خود خرگوش زنده
یا
برای حرف (قاف) حتما چهار گروه بشن و هر دو گروه قیمه و قورمه سبزی اونم با پلو هر گروه پلو و خورشت برای ۶ نفر بپزه
یا
برای حرف (چ) هر کس باید یه ساندویچ بیاره با چیزای دیگه
یا
برای جشن اسم حتما باید کیک تولد و کلاه تولد و وسایل تولد بیارید
.
خواهرم میگه نمیدونم اونجا کلاس درسه یا رستوران
از حرف قاف به اینور هیچکس اهمیتی نداده به خرده فرمایشات خانم معلم و ایشون ویس دادن که گویا دوست ندارید بچه هاتون با سواد بشن وگرنه همکاری لازم را میکردید:((
حالا مدرسه یک مدرسه غیر دولتی هست که قشری در اون تحصیل میکنن که از نظر مالی ضعیف نیستند که خب ادم بگه حالا عیبی نداره مدرسه ای هست که بچه های ضعیف داره و غذای خوب نمیخورن بپزیم ببریم به بهانه درس اونا هم چیزی بخورن جالبترش اینه وسایل و چیزای خوب را برمیدارن خانم معلم و به بچه ها نمیدن و چیزای تهیه شده نباید فقط به تعداد بچه های کلاس باشه و باید به تعداد اعضای دفتر مدرسه هم باشه :((
.
من اصلا تا حالا همچین چیزی ندیده بودم چه موقع مدرسه پسرم که اونم غیر دولتی میرفت نه بچه های بقیه فامیل که دولتی یا خصوصی میرن این خواهرزاده ام اولین موردی هست که دارم میبینم معلمش همچین تزهای شگفت انگیزی میده
بنظرم تدریس های زمان ما خیلی بهتر بود بچه های الان اگر مادراشون نباشن یا کمکی نداشته باشن واقعا چیزی از کلاس یاد نمیگیرن و بیسواد میمونن در حالیکه ما بدون کمک والدین واقعا با سواد میشدیم الان بیشتر به حواشی و لوس بازی پرداخته میشه تا اموزش درست و حسابی ....پرورش هم کلا فقط تبدیل به یک کلمه تزئینی شده و کلا فراموش شده
.
پ.ن:
۱:
۴ اسفند امتحان ارشد هست و این پسر حتی نیم نگاهی هم به درسها نمیندازه دوباره هم رفته یه جای دیگه درخواست کار داده
دوستش هم گفته که برای عقد داداشش پسرم بره عکاسی کنه براشون
یعنی همه کار میکنه جز درس خوندن برای ازمون
.
۲:
یه قورباغه خیلی بزرگ را امسال قورت دادم(کارای دندانپزشکی) که فکرشم نمیکردم از پسش بربیام ولی شد البته هنوز روکش های ایمپلنتها را نذاشته و فقط جراحی اشو انجام داده (یعنی یه وضعیت نابهنجاری هست چون چندتا دندان هست و توی دید:(( )
.
۳:
اخرین بار دوشنبه هفته پیش رفتم دندانپزشکی و متوجه شدم دکتر سرماخوردگی دارن و نمیدونم چطوری از پشت دوتا ماسک و شیلد من ازشون گرفتم اونم به این سرعت...
.
ویه چیزایی و یه حرفایی که میمونه گوشه دل ادم
دیشب جراحی انجام شد به اندازه دفعه قبل سخت نبود چون وسعت کمتری داشت بار قبل خیلی تورم داشت و درد اما خدا رو شکر اینبار خیلی خیلی کمتر هست بخیه های بار قبل رو هم نکشید و گفت هنوز زوده این وسط موقع عصب کشی یکی دندان ها زده بود اخرین دندان را شکونده بود (واقعیتش نمیدونم دکتر شکونده بود یا قبلا اسیب دیده بود خودم اسیب دیدگی قبلا ندیده بودم و بعد از مراجعه بار قبل دیدم شکسته شده یه قسمتیش) بهش که نشون دادم خود دکتر گفت نمیدونم کار من بوده یا نه با اینحال برات ترمیمش میکنم و هزینه ای نمیخواد بدی و برام درستش کرد یکی از روکش ها هم گفت ضعیف شده و دوباره چسبوندش ...یه مراجعه دیگه دارم اونم برای کامپوزیت دندانهای جلو هست که بیشتر جنبه زیبایی داره به قول ما شیرازیا میگیم : بکُش و خوشکلم کن
لادن میگه قبل عید دادی دهن رو سرویس کردنا
این یه قورباغه خیلییییییی بزرگ بود که باید قورتش میدادم سخت بود اما شد
الحمدلله
.
پ.ن:
این وسط الان دو سه روز یه کمردرد خیلی بدی گرفتم قسمت پهلو و پایین کمرم که گاها حتی باعث ضعف توی پای چپم میشه که نمیدونم علتش بخاطر سیاتیکم هست یا چی..
یکی از همکارا میگفت کمرت دیده به دندونا توجه میکنی گفته بزار منم یه سوسه ای بیام این وسط شاید توجهش جلب شد
الان که نزدیک به ساعت ۱۱ صبح هست دمای هوای شیراز در فضای باز ۱۳ درجه هست و اصلااااا و ابدا سرد نیست ولیییییی شما تشریف بیارید داخل ازمایشگاه ما تا متوجه بشید دمای اینجا احتمالا بالای ۵۰ درجه هست یعنی هم شوفاژ ها باز هستن هم گرمایش اسپلیت ها و هم همکاران محترم لباس گرررم پوشیدن و در ها رو هم بستن ...چند روز پیش انقدر اونها در رو بستن و من باز کردم که اخرش نزدیک بود دعوامون بشه حالت تهوع از اینهمه گرما و بخصوص باد گرم اسپلیت که باعث کم شدن اکسیژن محیط هم میشه به ادم دست میده ....لادن میگه گناه دارن سردشونه حالا خودش از گرما لپاش گل انداخته بود رسما سونا راه انداختن ..از بالا اومدن بهمون گفتن چرا اینجا انقدرررر گرمه ولی یکی نیست بهشون بگه اون اسپلیت ها و شوفاژهای با دمای بالا را ما روشن نکردیما اونا مرکزی هستن دماشون را کم کنید خدایی امسال واقعااا شیراز گرم بود اصلا پاییزی و زمستونی نبوده که تا الان خدا بهمون رحم کنه بارون هم که اصلا نباریده اینجا
.
پ.ن:
امشب جراحی دوم را انجام میدم سمت مقابل (بار قبل سمت چپ و اینبار سمت راست) ساعت ۸ شب و وقت بسیار بدی بهم داده تا برگردم خونه ساعت ۱۱ شب شده