اونروزی که من سردرد شده بودم و حالم خیلی بد بود و اوضاع جارو برقی و پریز هم اینجوری شد ه بود و کار هم زیاد وسط همه اینا خواهر زاده ۶ ساله ام (رایان) زنگ زده بهم .. بار اولش بود شخصا بهم رنگ میزد خب طبعا با گوشی مامانش بود اولش فکر کردم نگار هست ولی وقتی جواب دادم صدای بچگونه اش که پیچید توی گوشم توی دلم قند اب شد ...بهم گفت خاله سارا هر چی به مامانم میگم برام کیک هندونه ای بخر میگه نه کرونا هست شما برام کیک هندونه ای میپزی ؟
اوفففف یعنی الان من باید چی بهش میگفتممممم ....میگفتم نه که دل خودم بیشتر میسوخت میگفتم اره این سردرد و ... دلم نیومد بگم نه با اون صدای بامزه اش.... گفتم باشه میپزم فقط فردا میتونی ببریش یعنی ذوق از صداش میباریدا ....گفت خاله مامانم گفته باید بهت پول بدم بزار قلکم رونگا کنم یه پول زیاد توش دارم بهت میدم ...(وای من دیگه از این حجم از جوانمردی داشتم هلاک میشدم اخه بچه من از تو پول میگیرم فسقلیییییی؟!؟!)۹دیگه گفتم باشه ولی پول زیاد نمیخواد پول معمولی میخواد ..خنده امم گرفته بود از این دست و دل بازیش ..
کیک رو براش درست کردم اما به حدی سرم درد میکرد که نفهمیدم اصلا چی درست کردم و چجوری تزیین کردم بنظرم یه کیک خیلی زشت شد ولی خواهرم میگفت طعم کیکه از هر دفعه خیلی بهتر شده بود
عکش کیک زشت شده
واقعا یادم نمیاد چجوری کار کردم و چیکار کردم اصلا انقدر که سرم درد میکرد و با هیچ مسکنی اروم نمیگرفت
نهایتم سعی ام را کردم و انرژیم را جمع کردم که خوب دربیاد ولی خب گاهی وقتا هم اینجوری میشه اونم برای کسیکه خیلی دوستش داری..



I don't want To love you I want To be free I want to be me But when I Shut my eyes All I see is you
۱:از نمازخونه بیرون میومدم که دوتا اقا جلوم سبز شدن و گفتن استوری چند وقت پیشتون را دیدیم (؟؟؟؟) خیلی عالی بود خوشحالیم که همکارانی مثل شما داریم(!!!!!!!!) گفتم ببخشید من شما رو میشناسم؟ استوری چی؟؟ گفتن فلانی هستم و فلانی ازحراست دانشگاه استوری شما در مورد کتاب ها را دیدیم خودتونم اونها رو خوندید حتما.....
آقاااااااا اصلا یهو هنگ کردممممم .....من یکی دوماه پیش دوتا استوری در مورد دو سه تا کتاب گذاشتم واتس اپ و کمی دربارشون توضیح دادم ....
کتاب اقلیم خاطرات خانم فاطمه طباطبایی
کتاب من زنده ام خانم معصومه اباد
کتاب انسوی مرگ
خیلی هم فیلسوف طور زیرش نوشته بودم فقط کتاب نخوانیم کتاب خوب بخوانیم .....
توی دلم گفتم لازم نکرده شما به من افتخار کنید
دیگه هم هیچوقت هیچ استوری نمیزارم
همینم مونده فقط
.
پ.ن:
بچه های بالا که میگن فکر کنم همینا بودن ...
هنوزم سرم درد میکنه اما کمتر شده فشار دردش
اون چیزی که اعصابمو خرد کرده بود خیلی چیز مسخره ای بود
یعنی جاروبرقی بود دیشب حین کار خاموش شد و روشن هم نشد فیلتر هپاش خراب شده اما بوی سوختگی نمیداد ولی روشن نشد که نشد برق داشت اما کار نمیکرد گفتم بزارم خنک شه همه وسایلشم تمیز کردم بازم نشد بعد امروز صبح هم به محمد گفتم بزنش به برق ببین روشن میشه اما بازم نشد ....گفتم به جهنم که نمیشه عصری اومدم دوباره زدمش به برق روشن نشد خواستم برم تو اتاق پام رفت پشت سیم برق کشیده شد پریز هم از جا دراومد ناجور ها بدون اینکه کنتور رو قطع کنم پریز رو باز کردم و دوباره بستمش ولیییییی نه تنها دیگه برق توی جارو برقی نرفت کامپیوتر محمد تی وی اتاقش تی وی حال و اسپلیت های اتاق ها و حال هم روشن نمیشد اولش فکر کردم کنتور پریده ولی نبود گفتم وااای دیدی چی شد وسط این همه خرج فقط این مونده بود نکنه همه چی رو سوزوندم اصلا یه وضعی بودم هااا .محمد اومد پریز رو باز کرد و گفت نترس مامان طوری نیست فقط سیم ها را جابجا وصل کردی ...درستش کرد و بستش و وسایل روشن شدن بعد دگمه جارو برقی رو زد اونم روشن شد گفتش مامان خانم چندبار گفتم این فیلترش مشکل داره زود داغ میکنه انقدرررر ازش کار نکش بینوا رو
.....
ایا کرم مرطوب کننده خیلی قوی با قیمت خیلی خیلی مناسب (مثلا ۲ هزارتومن
) که بدون بو و اسانس باشه (چون شدیدا حساسیت دارم )
داریم؟؟؟