چند وقتی هست یکی از دندونها داره آلارم میده ...الانم حس میکنم کار داره به جاهای باریک میکشه .....توی کرونا اخه موقع دندانپزشکی رفتن هست؟؟؟؟ بزار انقدر الارم بده خودش خسته بشه
دلم برای قالیبافی و بافتنی تنگ شده برای خوشنویسی ....بیشتر از ۵ ساله که سراغ هیچکدوم نرفتم حتی اندازه یه رج یا یه گره .....قصد داشتم امسال کیف بدوزم کیف های پارچه ای با گلدوزی ساده و کوچولو مقداری وسایل هم گرفتم اما دست نخورده موندن .....
۱:یه جور بیسکوییت زنجبیلی این فروشگاه سروش سر کوچمون داشت که من توی عید یه ظرف فلزی بزرگ ازش خریدم ۴۵ تومن دیروز که رفتم ازش خرید کنم دیدم داره گفتم بخرم شده بود ۱۶۰ تومن از خیرش گذشتم
۲: خانمه پای صندوق میگفت نهههه این روغن پخت و پزه من فقط روغن سرخ کردنی میخوام ...پیرمرده توی صف صندوق گفت ای بابا خانم چونه نزن همینم گیرت نمیادا روغن روغنه حالا یکی سرش سبزه یکی قرمز بردار برو کار داریم بنظرم درست میگفت
۳:یکی از خدماتی های اینجا حالت های سرماخوردگی داشته گفته طوریم نیست بدون ماسک برای خودش خوش و خرم کار میکرد بعدم با وایتکس ما رو وایتکس پاشی کرد انقدر سرفه کردیم و چشمامون میسوخت گفتیم از کرونا نمیریم از عوارض وایتکس پاشی های شما حتما میمیریم ...بعد خانم دکتر مجبورش کرده تست بده تستش مثبت شده با علائم ....بنظرم بهتر بود خودشو مینداختیم توی وایتکس و الکل و اسید سولفوریک و اب نمک و همه چی ..اخه برادر من چراااااااا وقتی علائم داری بدون ماسک تردد میکنی اینهمه
۴: یه راننده سرویس داشتیم خانم بود یه خانم نسبتا جوان یه دختر ۷ ساله داشت که مبتلا به سرطان خون بود و شیمی درمانی میشد اما چندان وضعیت وخیمی نداشت و یه پسر ۲۱ ساله که درس میخوند همسرش قبل از خودش راننده سرویس دانشکده بود اما یک سال قبلش تصادف کرد و فوت شد ...ماشینشون را داده بودن بیرون از این مدل ارزون ها گازسوز کرده بودن یعنی با ترس و لرز سوار میشدیم همیشه بوی گاز میداد خیلی بهشم میگفتیم برو اینو یه کاریش کن خطرناکه اما به خرجش نمیرفت چند وقت پیش موقع سوختگیری بعد از گاز زدن ماشین منفجر شد و ....نمیدونم الان اون بچه ها چه سرنوشتی پیدا میکنن دانشکده به پسرش گفته اگر بخواد میتونه بجای مادرش بیاد اما ماشین نداره که ....ضمنا بنظر میاد اینجا واقعا براشون نفرین شده هستش
۵:یه نیروی دیگه اونجا داریم اسمش خانم ماه نسا هستش وااای یکی از بچه های طرحی خیلی ناخواسته اومد اسمشو صدا بزنه براش کاری بکنه نمیدونم چرا گفت عنبر نسا خانم وااای بچه های پذیرش بچه های تحقیقات و تست منفجر شدن
بهش میگم چی میگی دخترررر عنبر نسا چیه ماااه نساااا
میگه وااای خدا کنه نشنیده باشه وگرنه پاک ابروم میره چرا من گفتم عنبر نسا ....لادن میگفت تقصیر تو نیست از بس اینروزا همه از عنبرنسا حرف میزنن
۶:پدر پسرم یه کیس کامپیوتر برای محمد گرفته خدایی قیافش واقعا زشته بعد اصلااااا استانداردهای مورد نظر محمد رو نداره بهش هم نگفته بود میخوام برات بگیرم خودش رفته گرفته فرستاده در خونه حالا این پسر میاد و میره دیگه عیبی نیست روی این کیس بدبخت نزاره دیروز که داشت غر میزد و عیب و ایراد میگرفت پیش خودم گفتم شیطونه میگه کیس رو بردارم ببرم بندازم دورها .....چقدر اخه ایراد میگیری بچه ....چیکار کنم الان خب من ....پدران محترم نکنید اینکارها رو .....بچه های شما بزرگ شدن و خودشون معیار سنجش و سلیقه دارن .....بدیش هم اینه که خب محمد از سالها پیش از کلاس چهارم دبستان بصورت حرفه ای کامپیوتر رو یاد گرفته و اطلاعات بروزی هم داره حتی میتونه خودش کیس جمع کنه انقدر که برای دوستاش میره باهاشون خرید و راهنماییشون میکنه ....برای دوستش یه کیس جمع کرد یک ماه پیش بابای دوستش میگفت تا الااااان تو کجا بودی
حالا کیس خودش ......انقدر از این کیس بدش میاد که خدا میدونه .....مرد نامرعی تو که از اینکارا نمیکردی چطور یهو اینکار رو کردی اونم چیزی که میدونی براش خیلی مهمه ....حالا روزی نیست غر نزنه ....بهش گفتم اینا رو بابات بگو میگه نههههه خب حالا دیگه خریده گناه داره ......
آیا من گناه ندارم که سر من غر میزنی ....
اونروز نزدیک بود دیگه عصبانی بشم به خودم گفتم آرااااااام باش تقصیری نداره اینم
این بود انشای ما .....
یکی میگه اگر خسته اید چاره اش یه چمدون کوچیک و یه سفر هست راستش من خیلی وقته سفر رو دوست ندارم دوست داشتم اما دیگه ندارم عوضش من وقتی ناراحتم عصبی ام نگرانم یا خسته ام کیک میپزم درست مثل یه نقاشی یه خط شعر یا نواختن یه نت از موسیقی حالم را خوب میکنه همیشه هم خوب درنمیاد گاهی وقتا که خراب میشه و لب و لوچه ام اویزون میشه صدای خنده پسرم که میگه بزار عکسشو بزارم تو گروه ببینم میتونن حدس بزنن این عجیب الخلقه چیه:):) حالم رو خوب میکنه ...به خودم میگم کاش بعضی وقتا عمدا خرابش کنم تا تو هم بیشتربخندی دارو ندار من ...
شاید دیدن این عکس ها و گذاشتنشون لوس باشه اما عیب نداره دوست دارم شما هم ببینید :
کیک تولد خودم و خواهرم
کیک تازه از تنور دراومده سفارش پسرعمو
بالاخره همین دو دقیقه پیش بعد از تماسهای مکرر من و جواب ندادن های مکررتر فروشنده پول را واریز کرد و بعد هم تماس گرفت که من پول را یکم آذر ماه ریخته بودم نمیدونم چرا به حساب شما نیومده و پیرینتی را که گفتید برام واتس اپ کنید و بفرستید (امروز رفتم یه پرینت گرفتم از دوستم که توی بانک هست که مطمئن بشم واقعا واریز نداشته دیشب گفتم شاید واقعا واریز کرده و من اس ام اسی نگرفتم مدیون نشم یه وقت) و گفتش که با این حساب اگر پول به حسابتون نیومده باشه من۸۰۰تومن پرداخت کردم منم پرینت را براش واتس اپ کردم و گفتم بفرمایید جالب بود برای خودم دقیقا روز یکم آذر همش برداشت از حساب هست و هیچ واریزی ندارم من از ۲۸ آبان تا ۱۳ آذر رو پرینت گرفته بودم و براش همرو فرستادم انقدر که من برداشت دارم واریز ندارم دوتا حقوق فقط واریز دارم
بقیه اش برداشت هست ...باید نظارت بیشتری روی مخارجم بکنم
آمااااا
بالاخره پول رو گرفتم ....
اگرم دیدم مرتب داره زنگ میزنه شماره اش رو بلاک میکنم
دیگه هم هیچوقت از فروشگاهش خرید نمیکنم انسان بد حسابیست ظاهرا