گاهی حرف هایی هست که دوست دارم بزنم به یه ادم نزدیک یه حرفای خاص از هر چیزی قشنگ حرف ها توی دهنم هستن روی زبونم هستن اما کسی نیست ..هیچکس جز خودم نیست ..خودمم که تکراریم و حوصله خودمو ندارم .بنابراین این حرف ها رو به هیچکس نمیزنم میمونن و میمونن تاااا.. نمیدونم کجا میرن چی میشن ..فقط دیگه توی دهنم روی زبونم نیستن ..انگار میرن پشت چشم هام من گاهی اونجا احساسشون میکنم ..
عاخ عاخ
پشت چشم پر حرفه
کاش ب موقع بیاد پایین
سلام
تازه یافتمت ، نمیدونم از کجا
از اول دارم میخونم
امروز رسیدم ب اینجا و حرفای پشت چشم ...
سلام
خوش اومدید
امروز از دستت حسابی خندیدم
چقدر خوبه که دوستای خوبی مثل شما دارم
چقدر خوب که خندیدی و چقدر خوب که خندیدم




فک کنم اشتباه لپی که میگن همون بودا
عزیزدلمی
میتونم یه چیزایی از سارا بگم ، چون ما داریم فکر و عقایدمون را مینویسیم ، یه جورایی شاید از افراد نزدیکمون هم همدیگرو بهتر بشناسیم ، شاید اینجور که تو وبلاگا مینویسیم مثلا هیچوقت با برادر و خواهرمون حرف نزنیم ، سارا شخصیت محکمی داره ، البته بعضی وقتا باعث میشه ظاهرا از زنانگیش دور بشه ، ولی توی دلش همون لطافت و نازکی یه زن را داره ، شاید زندگی مجبورش کرده ظاهرش را محکم نشون بده، توصیه میکنم حرفاتو توی دلت نگه ندار ، اینجا بنویس ، اینجوری روان میشه ، فکر از دید من یه سیاله ، نباید راکد نگهش داشت.
ممنونم ازت بلاگر اره من همینی هستم که میگی ..دوست دارم ازشون بنویسم اما نمیشه نمیتونم و نمیدونم چرا ..شاید نگرانی از برچسب خوردن و حتی سو تعبیر از حرفام از دلایلش باشه
چه قابل لمسن این حرفایی که میرن پشت چشما
حرفای ساده ای که ساده نمیشه ازشون گذشت
چه تعبیر جالبی
میرن پشت چشمام
منم دوستی ندارم باهاش درد ودل کنم ولی خودم از اون مدل دوستام که به زنگ میزنن و باهام درد و دل میکنن گاهی وقتام یه راهنمایی میکنم و دوستم به شدت معتقده وقتی باهام حرف میزنه اروم میشه
ولی خودم همچین دوستی ندارم
جز جان شیرین که خوب یه سری چیزا از دید مردانه اون اصلا مهم نیس
شما که عزیز دل هستی پیشاگ جانم

ممنون از اعتمادت خانومی
و بعد اشک می شن و می بارن
همین که هنوز می رن پشت چشمات خوبه
وای به اون روز که فقط برن تو گلوی و بشن بغض و نبارن
اشک ...گاهی اشک میشن اما سراریز نمیشن
اره شاید برای همینه که گاهی چشمها با ادم حرف میزنن
امان از دنیا و رنج هاش